1-2-اهمیت و ضرورت تحقیق24
1-3-اهداف اصلی تحقیق27
1-4-پرسش‌های تحقیق28
فصل دوم؛ مبانی نظری تحقیق29
2-1-پیشینه تحقیق30
2-2-آیین چیست؟34
2-3-مؤلفه های عمومی در تعریف آیین38
2-4-تفسیر های غلط از آیین50

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-5-آیین و تغییر اجتماعی53
2-6-چهار مدل از تغییر آیینی56
2-7-اجبار آیینی57
2-8-پوشش58
2-9-حجاب اسلامی زن60
2-10-پوشش زنان به مثابه آیین، در گستره تاریخ ایران62
2-11-ادبیات تحقیق65
2-11-1- سبک زندگی66
2-11-2- آرایش70
2-11-3- حجاب، بد حجاب، بی حجاب71
2-11-4-تعمیم72
فصل سوم؛ روش تحقیق73
3-1-درباره روش تحقیق74
3-2-روش تحقیق کیفی75
3-3-روش تحقیق کیفی در ارتباطات79
3-4-نمونه در تحقیق کیفی80
3-5-نمونه گیری نظری81
3-6-مردم نگاری83
3-7-ابزار های گردآوری داده‌ها85
3-8-مستند سازی داده‌ها92
3-9-تحلیل داده‌ها93
فصل چهارم؛ یافته های تحقیق96
4-1- مؤلفه های سیاسی موثر بر پوشش زنان100
4-1-1- اجبار قانونی در پوشش101
4-2-مؤلفه های اجتماعی موثر بر پوشش106
4-2-1-محیط‌های موقتی و تأثیر آن بر پوشش108
4-2-2- محیط‌های تأثیر گذار بر پوشش111
4-2-3- محیط شهری و پوشش115
4-2-4- روابط دوستانه و پوشش117
4-2-5- تأثیر در اقلیت یا اکثریت بودن بر پوشش123
4-2-6- برخوردهایی برای اصلاح حجاب125
4-2-7- پوشش و تأثیر متقابل آن بر تعاملات روزمره134
4-2-8- سختی‌های رفتاری پوشش141
4-2-9-ازدواج و پوشش (قبل ازدواج)143
4-2-10- ازدواج و پوشش (پس از ازدواج)150
4-2-11- نقش شوهرها در پوشش زنان151
4-2-12- غیرت مردانه و تأثیر آن‌ بر پوشش زنان153
4-2-13- رقابت‌های زنانه و تأثیر آن بر پوشش158
4-2-14- رابطه با جنس مخالف و تاثیرآن بر پوشش163
4-2-15- تأثیر متقابل امنیت و پوشش165
4-2-16- وسایل ارتباط جمعی و الگو دهی برای پوشش170
4-3- مؤلفه های فردی موثر بر پوشش زنان172
4-3-1- عنصر دین و پوشش173
4-3-2-زیبایی و پوشش180
4-3-3- شخصیت بالینی و تأثیرش بر پوشش185
4-3-4- دغدغه های ذهنی و تأثیر آن بر پوشش187
4-3-5-تأثیر متقابل اعتمادبه‌نفس و پوشش189
4-3-6- تأثیر حیا بر پوشش190
4-4- آیین‌های موثر بر پوشش زنان191
4-4-1- موقعیت‌های شغلی و پوشش192
4-4-2- پوشش و آیین‌های خانوادگی200
4-5- معانی که از پوشش زنان برداشت می شود211
4-5-1- فرا قشری شدن بد حجابی212
4-5-2- وضعیت مالی و پوشش215
4-5-3- اقوام و پوشش217
4-5-4- آب و هوا و پوشش218
4-6-برداشت‌های فردی از حجاب219
4-6-1- بد حجاب‌های معتقد220
4-6-2-چادری‌های بی حجاب222
فصل پنجم؛ جمع بندی و تفسیر یافته ها225
5-1- جمع بندی و نتیجه گیری226
5-2- تفسیر یافته ها238
5-2-1-مد گرایی و پوشش239
5-2-2- تولید و پوشش244
5-2-3- تاثیر فرهنگی اجباری شدن حجاب246
5-2-4-تأثیر فرهنگی انقلاب اسلامی بر پوشش250
5-2-5-ریشه های تاریخی برای بی حجابی254
5-2-6- نماد های متراکم257
5-2-7- تقدم و تاخر اندشه در پوشش258
5-2-8- مهندسی رفتار263
5-2-9- بی‌برنامگی در عرصه فرهنگ پوشش264
5-2-10- تنبلی فرهنگی265
5-2-11-آمادگی روحی زنان بد حجاب برای گرایش به حجاب268
5-3- محدودیت‌های تحقیق269
5-4- پیشنهاد های تحقیق270
منابع و مأخذ:271
پیوست‌ها274
مصاحبه با زهرا 25 ساله275
مصاحبه با زهرا 24 ساله285
مصاحبه با زهرا 30 ساله302
نکته برداری از مصاحبه با سارا313
مصاحبه با فاطمه 36 ساله316
نکته برداری از مصاحبه با فاطمه326
مصاحبه با فائزه 26 ساله328
نکته برداری از مصاحبه با مریم338
مصاحبه با آزاده و ندا340
مصاحبه با مینو352

پیشگفتار
تغییرات پر شتاب پوشش زنان در جامعه امروز ایران، موضوعی است که به ندرت می‌توان کسی را یافت که به آن فکر نکرده و یا در مورد آن اظهار نکرده باشد و از دیگر سو موضوع پوشش زنان موضوعی است که در جامعه محل بسیاری از بحث‌ها و اختلاف نظرهاست تا جایی که گاهی محلی برای گرم شدن تنور اختلاف سیاسیون و طرفداران آن‌ها می‌شود.
از سوی دیگر پوشش به عنوان نمادی متأثر از فرهنگ جامعه ایرانی در پس خود معانی بسیاری از تغییرات سریع فرهنگ ایرانی دارد و در صورت بررسی و تحلیل آن می‌توان از تأثیر گذاری مؤلفه های دیگر فرهنگی آگاه شد. اما عامل مهم‌تری که محقق را به نگارش این تحقیق راغب کرد این موضوع بود که پوشش زنان ایرانی به عنوان یک رفتار دینی و مورد تاکید دین دچار تغییرات سریع و شتابان به سوی برهنگی نسبی شده و به نظر می‌رسد برای کنترل و بهبود وضعیت آن باید فکری اندیشید.
برای رسیدن به فرآیندی که بتوان بر پوشش زنان ایرانی تأثیر گذاشت، اولین گام در نظر گرفتن مجموعه عوامل تأثیر گذار بر پوشش زنان است. در واقع برای تأثیر گذاری مفید و صرف هزینه و تلاش معقول باید به نگاهی مهندسی وار در مسئله پوشش دست یافت.
در واقع نگارنده تأکیدات مقام معظم رهبری در لزوم مهندسی فرهنگی را الگوی خود قرار داده و تلاش کرده است با احصا مجموعه عوامل تأثیر گذار بر پوشش زنان، مقدمه ای برای مهندسی فرهنگی حجاب نگاشته باشد.
البته این ادعا که محقق تمام مجموعه عوامل تأثیر گذار بر پوشش را احصا کرده‌ام ادعای بزرگ و نا معقول به نظر می‌رسد اما می‌توان ادعا کرد که در این پژوهش سعی شده است آنچه در موضوع پوشش زنان به نظر می‌آمده است گردآوری شود.

کلید واژه‌ها
آیین – زنان – پوشش – حجاب – محجبه – با حجاب – تحلیل آیین – رفتار آیینی – مهندسی فرهنگی – مردم نگاری
مقدمه
ارتباطات آیینی و تحلیل آیینی ارتباطات انسانی موضوعی است که مدت زیادی از ورود آن به محافل علمی کشور نمی‌گذرد و به نظر می‌رسد بتوان با بهره گیری از آن به بسیاری از پدیده های انسانی با نگاهی متفاوت نگریست و به تحلیل‌های دیگری در مورد ارتباطات انسانی رسید.
به همین دلیل تحقیق پیش رو پژوهشی است که با بهره گیری از علم ارتباطات تلاش کرده نوعی از رفتار بشری را به عنوان رفتار آیینی بررسی و تحلیل نماید.
از سوی دیگر محقق بهترین روش برای این امر را بهره گیری از روش مردم نگاری دانسته است و تلاش کرده بر مبنای آن عمل کند.
این روش به محقق این امکان را می‌دهد تا غیر از تحلیل‌های مبتنی بر اعداد و ارقام و با درگیر شدن در موضوع و جامعه مورد مطالعه به برداشتی عمیق‌تر از موضوع برسد.

فصل اول؛
کلیات تحقیق
1-1-طرح مسئله
به نظر می رسد مسئله پوشش در جامعه ایران با توجه به تاریخ و تمدن آن موضوعی قابل توجه برای علاقه‌مندان به فرهنگ و تاریخ جامعه ایرانی باشد. توجه محققان جامعه شناسی تاریخی، تاریخ نگاری و سیاحان و مستشرقان به پوشش جامعه مورد مطالعه، نشان از اهمیت و جدی بودن مسئله پوشش است. در واقع پوشش یک جامعه بهترین نماد برای شناخت فرهنگ یک جامعه است. نمادی که ارزش‌های مذهبی و ضریب نفوذ ارزش‌های جامعه در اعمال مردم را به نمایش می‌گذارد.
از همین رو است که در اکثر آثار مردم نگاری، در کنار بیان رفتار های اقتصادی، معیشتی، خورد و خوراک، ازدواج، مسکن و … پوشش مردمان آن جامعه مورد توجه است. پوشش زنان به دلیل اینکه رفتار زنان یک جامعه تا حدودی متأثر از عقاید جامعه مردان نیز بوده دارای اهمیت مضاعف است.
با نگاهی به سیر تاریخی مسئله پوشش در جامعه ایرانی و انعکاس این موضوع در تاریخ نگاری‌ها، به لزوم بررسی معناشناسانه ی پوشش زنان در جامعه ایرانی برای فهم صحیح از واقعیت‌های رفتاری یک جامعه پی خواهیم برد. ما برای دریافت درکی صحیح از واقعیت‌های جامعه کنونی و به جهت ثبت چگونگی و چرایی پوشش زنان ایرانی باید دست به تحلیل پوشش زنان ایرانی بزنیم.
تحلیل پوشش از وجه دیگری نیز جنبه‌ی کاربردی دارد. اگر با این پیش فرض که پوشش اسلامی طبق شرع، عرف و قانون مطلوب است و بی حجابی بر طبق همان موارد کژ رفتار، پس باید به لایه درونی‌تر پوشش یعنی عوامل ارتباطی که منجر به گزینش پوشش در افراد می‌شود برسیم تا بتوانیم عوامل موثر در پوشش مطلوب را کشف و گسترش دهیم.
اما مسئله پوشش و حدود و ثغور آن، آزادی یا عدم آزادی فردی در نوع پوشش، اجتماعی یا فردی بودن پوشش افراد به ویژه مسئله بد پوششی، بالاخص پوشش زنان در جامعه امروز ایران محل اختلاف نظر بسیاری از علما، سیاسیون و صاحبان نظر و سخن گشته است به نحوی که گاهی به یک مقوله محل نزاع در بین سیاسیون تبدیل شده است.
از این رو بررسی معناشناسی پوشش زنان به عنوان گزینش گران پوشش می‌تواند مد نظر محققین باشد. این موضوع در علوم و رشته های دیگر همچون روانشناسی، جامعه شناسی و علوم و معارف اسلامی مورد بررسی قرار گرفته و به نظر می‌رسد بررسی این رفتار اجتماعی به عنوان یک مقوله ارتباطی تا حدودی مغفول مانده است. آنچه در این تحقیق مد نظر است بیان معنای پوشش زنان به عنوان یک فرآیند و رفتار ارتباطی در جامعه است.
از دیگر سو قاعدتاً برای یافتن راه حل و درمان مشکل بد حجابی (طبق اصول اسلامی حجاب امری نسبی نیست بلکه مطلق است بنابراین ذکر بد حجابی ناشی از مصطلح شدن آن در جامعه است) در جامعه امروز ایران در آغاز باید نسبت به توصیف و تحلیل آن از منظر خود رفتارگر پرداخت. بد حجابی به صورت ماهوی یک رفتار اجتماعی است چرا که در صورت عدم بروز و ظهور در جامعه هویت مسئله بدحجابی معنا ندارد. بد حجابی در مقام مقابله با فرد یا افراد در جامعه است که محل بحث می‌گردد. جدای از اجتماعی بودن، بدحجابی یک رفتار ارتباطی نیز به شمار می‌آید. در واقع فرد بد حجاب به عنوان یک رسانه عمل کرده و در حال ارسال پیام به مخاطب، یعنی افراد جامعه است که تحلیل این پیام از این مقدمه خارج است.
هدف این تحقیق، تبیین و توصیف چگونگی ارسال پیام در قالب یک رفتار ارتباطی متأثر از آئین است و سعی در بیان این نکته دارد که پوشش به عنوان یک رفتار ارتباطی بیشتر از آنکه متأثر از عوامل زیستی یا عقلانی باشد متأثر است از آئین ارتباطی فرهنگ کلان جامعه یا خرده فرهنگ و یا مفهومی است که فرد عضو و متأثر از آن است.
آئین به این موضوع ناظر است که فرد در جامعه به وسیله ارتباطات تأثیر گذار و تأثیر پذیری احاطه شده و حیات اجتماعی آن منوط به حفظ این ارتباطات است. در واقع این ارتباطات برای او نوعی از باید و نبایدها تعریف کرده و فرد متأثر از این الگوها، رفتار و فکر می‌کند و با استفاده از ابزارهایی که همین ارتباطات در اختیار او قرار می‌دهند جهان اطراف و پدیده‌هایش را شناسایی و در مورد آن‌ها فکر می‌کند.
برای مثال فرض نگارنده بر این است که اکنون در جامعه زنان و دختران ایرانی داشتن موهای طلائی نوعی مزیت و برتری در زیبایی است. این زیباتر بودن ناشی از چیست؟ ناشی از یک پدیده فیزیولوژیک است؟ یعنی وقتی فرد این رنگ را می‌بیند در بدن و ذهن او فعل و انفعالات فیزیولوژیک می‌افتد؟ یا این تفکر ناشی از نوعی آئین است که فرد در ارتباط با جامعه خود یعنی دیگر زنان و مردان آن‌را دریافت کرده؟ این آئین زیبایی است که جامعه به صورتی نامحسوس ابلاغ کرده که در این آئین، موی طلائی مشخصه زیبا بودن است. پیش فرض می‌تواند این باشد که فشار اجتماعی ناشی از نپذیرفتن آیینی که فرد به آن تعلق دارد معمولاً مانع از کنشی خارج از آن آئین می‌گردد. موضوعی که اساس شکل گیری نظریه مارپیچ سکوت نئول نئومن نیز به شمار می‌آید. اما در نهایت در اینجاست که محقق باید با حصول به آئین های ارتباطی که فرد تحت آن‌ها عمل می‌کند به توصیف چرایی این برداشت ذهنی برسد.
1-2-اهمیت و ضرورت تحقیق
اگر نگاه کوتاهی به تصاویر خانوادگی و یا فیلم‌های سینمایی ساخته شده از سال‌های نه چندان دور مثلاً سال‌های اوایل دهه هفتاد شمسی بیندازیم به وضوح می‌توانیم تغییر قابل ملاحظه و بسیار محسوسی را در نوع پوشش افراد حاضر در آن عکس‌ها به خصوص بانوان مشاهده کنیم. حتی اگر یک مقایسه ساده و دم دستی از نوع پوشش بازیگران فیلم‌ها و سریال‌های ده سال قبل و اکنون انجام بدهیم یک تحول بسیار عمیق را متوجه خواهیم شد. البته این تغییر در خارج از مرز های ایران نیز به وضوح قابل مشاهده است. اگر سریال‌ها و فیلم‌های ساخته شده در زمان‌های مختلف را تا حدودی نمایانگر وضعیت اجتماعی همان روز بر شمریم یک تحول قابل مشاهده را در پوشش زنان در فیلم‌های یک دهه قبل میلادی و فیلم‌های روز سینمایی جهان مشاهده خواهیم کرد. این تحولات که به سرعت با هدف برهنگی هر چه بیشتر پیش رفته است تغییر پرشتابی در الگوی پوشش زنان را نشان می‌دهد.
همان‌گونه که در بالا نیز اشاره شد این تغییر در پوشش در ایران پس از جنگ تحمیلی نیز به شدت قابل لمس است. به طوری که شاید اگر تصویر پوشش بعضی زنان در جامعه امروز را ده سال قبل برای کسی متصور می‌شدیم قابل پذیرش نبود. این تغییر الگوی پوشش می‌تواند ناشی از تغییر مناسبات ارتباطی افراد با خارج از خود باشد یا عوامل ذهنی و یا کارکردی داشته باشد. این پژوهش در واقع در پی یافتن چرایی‌های این تغییرات است. از سوی دیگر جلوگیری از تغییر الگوی پوشش به سمت الگو های غیر بومی و هدایت و حفظ الگو به سمت الگو های بومی و اسلامی از اهدافی است که برای تحقق آن باید به یک تحلیل از وضعیت پوشش در جامعه امروز رسید.
مقابله با حجاب و پوشش اسلامی در دوران سیاسی قبل از انقلاب اسلامی به عنوان رویکرد جدی حکومت تلقی می‌گشته است که در برهه ای از زمان برای اجرائی آن پرداخت هزینه برخورد های قهری در این زمینه نیز برای حاکمان وقت دارای توجیه می‌شود. اما این برخورد های قهری در گذشت زمان جای خود را به خیزشی نرم و به اصطلاح فرهنگی داد؛ و وضعیت پوشش در بعضی زنان ایرانی که بیشتر در طبقات مرفه شهر های بزرگ حضور داشتند به سمتی رفت که نشانی از کشوری با دین رسمی اسلام نداشت. البته با همه این تلاش‌های نرم برای تغییر الگوی پوشش زنان ایرانی، حجاب هنوز به عنوان یک الگوی ریشه دار در عامه مردم مطرح بوده است. اما با وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357؛ جمهوری اسلامی به غیر از دو سه سال اول تولد خود توانست با هر روشی و متأثر از هر اتفاقی که خارج از این بحث است حجاب را به عنوان یک باید اجتماعی برای زنان و دختران جامعه ایرانی بیان و اجرا کند.
اما در سال‌های پس از جنگ و با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی که بر راهبردها و سیاست‌های فرهنگی نیز اثرگذار بود اجرای حجاب علیرغم وجوه قانونی و آرمانی آن در نظام جمهوری اسلامی ایران به سستی و کم توجهی دچار شد و در این دوره بیش از بیست ساله وضعیت حجاب در جامعه ایرانی به شرایطی رسیده که حجاب به عنوان قانونی نمایشی در آمده و لباس استفاده شده توسط بخش گسترده ای از جامعه ویژگی ماهوی پوشش اسلامی یعنی پوشانندگی و حفظ جذابیت‌های جنسی زنانه را از دست داده است.
در واقع یکی از اهداف ثانویه این پژوهش؛ رویکرد کارکردی آن است و از این رو که این پژوهش می‌تواند با بیان مؤلفه های تأثیر گذار بر انتخاب پوشش توسط زنان ایرانی به برنامه ریزان، متولیان و صاحب نظران فرهنگی کشور در جهت کشف چرائی این تغییرات سریع و عمیق کمک کند.
لذا محقق معتقد است پوشش را باید به عنوان یک رفتار ارتباطی و دارای ویژگی‌ها و عناصر ارتباطاتی نگاه کرد. از همین جهت می‌توان برای کشف مؤلفه های حاکم بر این رفتار ارتباطی آن را با پیش فرض یک ارتباط آیینی سنجید.
به این منظور می توان با درک جایگاه ارتباطی پوشش و تاثیرگذاری و تاثیر پذیری آن از عوامل دیگر به نوعی از نگاه جامع بر پوشش زنان ایرانی دست یافت.
1-3-اهداف اصلی تحقیق

اکثر نوشته های تاریخی که فارغ از تحولات سیاسی و سلطنتی به نگارش اجتماعیات عموم مردم ایران زمین در سال‌های دور پرداخته‌اند تحلیلی از پوشش زنان ایرانی را در نوشته های خود ذکر کرده‌اند. نوشته های که جایی خالی آن‌ها در قرون و دهه های گذشته برای ترسیم و درک فضای پوشش زنان احساس می‌شود. از این رو یکی از اهداف این نگارش تحلیل پوشش زنان در سال‌های آغازین دهه نود هجری شمسی در ایران است. به غیر از تحلیل پوشش، توصیف عوامل ارتباطی تأثیر گذار (ارتباطات فردی، ارتباطات جمعی و الگو های رفتاری) بر انتخاب پوشش توسط زنان ایرانی جزء اهداف اصلی این نوشتار است.
در واقع هدف این تحقیق بیان مؤلفه های ارتباطی که در انتخاب نوع پوشش توسط زنان موثر است می‌باشد. توصیفی بدون قضاوت که فقط به بیان عوامل تأثیر گذار در انتخاب پوشش می‌پردازد. این عوامل می‌تواند محیطی، فردی، روان شناختی، شغلی، تحصیلی خانوادگی، تاریخی و … باشد.
1-4-پرسش‌های تحقیق
• آیا پوشش زنان و دختران ایرانی می‌تواند متأثر از آئین های شغلی، تحصیلی، خانوادگی و … باشد؟
• آیا زنان و دختران بد حجاب، پوشش خود را به عنوان بد حجابی قبول دارند؟
• چه مؤلفه های (فردی و اجتماعی) در پوشش موثر است؟
• آیا افراد بد حجاب با پوشش خود قصد انتقال معنای خاصی به جامعه هستند؟ آن معنا چیست؟
• در صورت اینکه قانون اجباری بودن حجاب در کشور لغو گردد در کوتاه مدت چه تغییری در پوشش زنان ایرانی ایجاد خواهد شد؟
فصل دوم؛
مبانی نظری تحقیق
2-1-پیشینه تحقیق
در این بخش تلاش شده است که نمونه های از تحقیق‌ها و مقالاتی که محقق معتقد است دارای قرابت موضوعی و روشی با مسئله تحقیق دارند را نام برده و تشریح مختصر آن‌ها، تفاوت تحقیق خود را ذکر کرده و بیان کند که تحقیق خود چه برتری نسبت به تحقیق‌های مشابه دارد. از این رو به مروری در این زمینه خواهیم پرداخت.
اگر بخواهیم تحقیق پیش رو را، نگاه مردم نگارانه و توصیفی به پوشش زنان به عنوان یک مقوله ای ارتباطی بدانیم؛ بر اساس جست و جوی انجام گرفته می‌توان ادعا کرد که تا به حال نمونه ای که سه ویژگی فوق را دارا باشد وجود نگاشته نشده است. اما اگر بخواهیم تحقیق های که با موضوع تحقیق پیش رو دارای قرابت تقریبی دارند را بررسی کنیم به موارد زیر خواهیم رسید.
بخشی از تحقیق‌های انجام گرفته در زمینه پوشش در حیطه علم تاریخ جای می‌گیرند به نحوی که سعی در توصیف چگونگی پوشش زنان در بستر تاریخی دارند. بخشی دیگر نیز در حوزه علم جغرافیا قرار گرفته و به تفاوت‌های پوشش زنان در مناطق مختلف کشور اهتمام ورزیده و به معرفی آداب و رسوم زنان اقوام و طوایف گوناگون می‌پردازد.
بخشی نیز به پوشش به عنوان یک رفتار دینی نگاه می‌کنند و در نتیجه در علوم اسلامی و دینی قابل بررسی هستند و بخشی دیگر نیز در دایره علم روانشناسی پوشش را به عنوان یک معلول بررسی کرده‌اند.
در نتیجه تلاش‌های محقق تحقیقی که پوشش زنان را به عنوان یک رفتار ارتباطی بررسی کرده باشد یافت نشد اما ازچند تحقیق ذیل را می‌توان نام برد که پوشش را به عنوان یک رفتار اجتماعی بررسی کرده‌اند.
• گرایش به حجاب و برداشت از آن بین دانشجویان دانشگاه های تهران (دولتی و آزاد) و علل و عوامل آن، ام‌البنین کرمانشاهیان، دانشگاه الزهرا، مقطع کارشناسی ارشد پژوهشگری علوم اجتماعی، 1376
در تحقیق فوق محقق تلاش کرده با استفاده از روش‌های تحقیق کمی و تحقیق میدانی از طریق پرسشنامه دیدگاه های مختلف دانشجویان دختر دانشگاه های تهران را بررسی کرده و نتایج را پس از طبقه بندی ارائه دهد.
آنچه این تحقیق را از تحقیق پیش رو متمایز می‌کند تفاوت در روش و محدوده مطالعه است. مهم‌ترین تفاوت این تحقیق با تحقیق حاضر در این است که این تحقیق بهر گیری از روش‌های کیفی بیشتر به سر فصل‌های نامبرده شده توسط مخاطبین اشاره کرده و به دلیل جنس روش‌های کمی مورد استفاده قرار گرفته به عمق چرایی‌ها و تفهم رفتار دانشجویان دختر دانشگاه های تهران نرسیده است.
• نگرش زنان به انواع پوشش‌های رایج، نفیسه حمیدی، مهدی فرجی، سازمان تبلیغات اسلامی 1384
تحقیق فوق‌الذکر خلاصه نگاری و جمع بندی از یک تحقیق وسیع میدانی در سراسر کشور است که با استفاده از نیروی انسانی و مادی بسیار در سطح ملی به تفکیک نوع پوشش زنان و قشر بندی و دسته بندی پوشش زنان در کل کشور پرداخته است. در این تحقیق تأثیر مؤلفه های نظیر اشتغال، تحصیل، وضعیت مادی و ده‌ها مؤلفه‌ی دیگر بر پوشش زنان سنجیده شده است.
در این پژوهش نتایج همه آزمون‌ها به صورت استانی، روستایی و شهری و سنی به تفکیک آمده است. اما همان طور که در مورد تحقیق قبلی نیز ذکر شد عمده تفاوت این تحقیق با تحقیق پیش رو تفاوت در روش و تحلیلی بودن آن است. تحقیق فوق‌الذکر با ارائه آمار و نتایج کمی، اطلاعات خامی را به مخاطب داده و به تحلیل و تفسیر اطلاعات توجه کمتری شده است.
• سنخ بندی مد در تهران: با تأکید بر نحوه‌ی پوشش زنان، مهری بهار، مریم زارع، پژوهش زنان، ش ۲۶، پاییز ۱۳۸۸ : ص ۲۷ – ۴۸
در این مقاله محقق تلاش کرده است با استفاده از مشاهده میدانی انواع پوشش‌های موجود در سطح شهر تهران را نام برده و تا حدودی به نوع نگرش زنانی که این پوشش‌ها را استفاده می‌کنند اشاره کند. محقق با بهره گیری از اندیشه های زیمل حول محور چگونگی رفتار اجتماع در مسئله مد، بیشتر به تأثیر مد بر سبک‌های مختلف پوشش زنان تهرانی پرداخته است. در واقع تفاوت عمده این مقاله با تحقیق پیش رو تک وجهی بودن آن است. به این معنا که ما در این تحقیق تلاش کردیم به نحوی همه عواملی که می‌شود از آن‌ها به عنوان عوامل تأثیر گذار بر پوشش نام برد را جمع آوری کنیم که یکی از آن‌ها نیز تأثیر مد و سبک زندگی بر پوشش است.
• سبک زندگی و پوشش زنان در تهران، نفیسه حمیدی، مهدی فرجی، تحقیقات فرهنگی، سال ۱، ش ۱، بهار ۱۳۸۷ : ص ۶۵ – ۹۲
مقاله فوق که تقریباً دارای هدفی مشابه مقاله قبلی است، بیشترین قرابت را با تحقیق پیش رو دارد و این قرابت حاصل نزدیکی روش تحقیق در هر دو کار است. این مقاله با بهره گیری از مصاحبه های عمقی تلاش کرده به نوعی از تفهم در رفتار زنان برسد. اما همانند مقاله قبلی موضوعی که سعی شده تأثیر آن بر پوشش ذکر شود سبک زندگی و مد است و از این منظر جامعیت بسیار کمتری نسبت به تحقیق حاضر دارد.
در نهایت آنچه می‌توان از مقایسه دیگر تحقیق‌ها و مقالات علمی- پژوهشی انجام گرفته در این حوزه جمع بندی کرد این است که اکثر تحقیق‌های انجام گرفته، در روش تحقیق دارای تفاوت است. اکثر تحقیق‌های پیشین با بهره گیری از پرسشنامه و تحلیل کمی داده های حاصله، پوشش زنان و دلایلی را که زنان برای آن‌ ذکر می‌کنند را طبقه بندی کرده و تحلیل می‌کنند؛ و این دقیقاً همان نکته تمایز اصلی با این تحقیق است که محقق تلاش کرده با بهره گیری از روش مردم نگاری و کسب داده از طریق مصاحبه عمقی و مشاهده مشارکتی و غیر مشارکتی داده های تحقیق را جمع آوری کرده و تحلیل نماید.
از سوی دیگر جامعیت تحقیق حاضر عامل دیگری برای تمایز این تحقیق از تحقیق‌های مشابه است. در این تحقیق، محقق تلاش کرده مجموعه ای از عوامل را جمع آوری کرده و تحلیل کند در حالی که دیگر تحقیق‌های مشابه که در بالا نیز از آن‌ها نام برده شد بیشتر از یک جنبه و یک عامل به پوشش زنان پرداخته‌اند.

2-2-آیین چیست؟
همان طور که در عنوان تحقیق نیز بیان شده است محقق در این تحقیق در تلاش است یک آیین ارتباطی را تحلیل نماید، فلذا باید در آغاز مفاهیم این تحلیل را بررسی کرده و مرادمان از تک تک مفاهیمی که در تحقیق آمده است را بیان کنیم. بی شک یکی از پر کاربردترین و اصلی‌ترین مفاهیمی که در این تحقیق بکار رفته است مفهوم آیین است. از این رو پر واضح است که درک کامل آیین و شناخت آن کمک شایانی به دریافت نتایج این تحقیق خواهد کرد.
آنچه که در بدو سخن و بدون پیش فرض از کلمه آیین به ذهن مخاطب متبادر می‌گردد هم معنای مفهوم دین و اعتقادات فکری یک فرد است و این آن چیزی است که مراد ما از مفهوم آیین نیست. مفهوم دیگری که با شنیدن آیین ممکن است به ذهن آید مراسم، شعائر و برنامه های عمومی و ویژه ای است که در هر جامعه، خانواده و مجموعه کاری برگزار می‌شود. جشن‌های مذهبی، مراسم ازدواج، استقبال‌ها، مسابقات ورزشی و غیر ورزشی، تجلیل از بزرگان و افراد موفق همه از مثال‌هایی است که می‌توان برای این مفهوم از آیین برشمرد.
این مفهوم از آیین موضوعات متنوعی از مباحث ارتباطی را در خود جای داده که می‌تواند هر کدام مبنای پژوهش و کنکاش قرار گیرد. این مفهوم از آیین موضوعاتی چون نقش رسانه در آیین‌ها یا عملکرد رسانه به عنوان یک آیین را برای تحقیق و پژوهش پیش روی محققان و علاقه‌مندان قرار می‌دهد.
اما برداشت دیگری از آیین که مورد توجه ما نیز در تحقیق است و دریچه ای نوین در علم ارتباطات ایجاد کرده است مفهومی است که بر رفتارها و کنش‌های اجتماعی افراد جامعه اطلاق می‌گردد که دارای نوعی از تکرار شوندگی است و می‌توان آن را یک سبک اجتماعی دانست. در واقع آیین می‌تواند گونه ای از انجام امور، شیوه ای از کنش اجتماعی، یک خصلت یا جنبه ای مربوط به سبک کنش اجتماعی باشد. (رودنبولر،32،1387)
آیین و ارتباط نزدیکی زیادی باهم دارند. آن‏ها از نظر منطقی به هم وابسته‏اند و دارای چنان‏ ویژگی‏های خانوادگی مشترکی هستند که می‏توان گفت ارتباط شکلی از آیین است و آیین‏ صورتی از ارتباط بر این اساس، هرکس آیینی برگزار کند، دست‏کم به شکل ضمنی می‏پذیرد که رفتار الگویی او، به طور نمادین، با معنی و مؤثر است. به عبارت دیگر، شرکت‏کنندگان در آیین‏ها تبادلی نمادین انجام می‏دهند. (میر عابدینی، 1388)
لباس‌های ویژه یک شغل، جملات مورد استفاده در مواقع خاص، رفتار و عکس‌العمل‌های تکراری در موقعیت‌های مشخص و هر عمل نمادین دیگر با هدف ارتباط با نقش‌ها و افراد در زندگی روزمره نوعی از آیین است.
مثلاً وقتی ما با یک پلیس مواجه می‌شویم رفتار ما متفاوت و گفتار ما دارای لحنی خاص است و از کلمات مشخصی استفاده می‌کنیم این یک ارتباط آیینی است.
این ارتباط آیینی محدود به مواجهه با نقش‌های خاص نیست بلکه بسیاری از رفتار های روزمره ما نیز آیینی است. مثلاً وقتی با دوستی روبرو می‌شویم زنجیره ای از کلمات و جملات را استفاده می‌کنیم. جملاتی که منظور از آن‌ها معنای جمع کلمات بیان شده در جمله نیست بلکه منظور بیان خود جمله است. کلمات «خوبی؟»، «سلامتی؟» و … جز اولین کلماتی است که در مواجهه با دوستان خود آن‌ها را بیان می‌کنیم و این بیان احتمالاً به منظور کسب اطلاع از وضعیت روحی و جسمی طرف مقابل نیست بلکه یک رفتار آیینی است یا به عبارت ساده تر این کلمات جزیی از آیین «سلام کردن» ما باشد.
چه بسیارند موقعیت‌ها و شغل‌های که رفتار، طرز لباس پوشیدن و گفتار مخصوص خود را طلب می‌کنند. مثلاً بین وکلا آراسته بودن و سخن گفتن با آرامش و استفاده از الفاظ ثقیل و ذکر شده در متن قانون یک رفتار آیینی است؛ جزء آیین وکالت است.
اگر بخواهیم پای قواعد زبان فارسی را به میان بکشیم آیین به معنای مراسم و شعائر اسم است اما استفاده از آیین در توصیف یک رفتار، آیین را به عنوان یک صفت مطرح می‌کند. گاهی می‌گویم آیین تجلیل از چهره های ماندگار (آیین به عنوان اسم) و گاهی از پوشیدن لباس مشکی در مراسم عزا یاد می‌کنیم که این یک رفتار آیینی است (آیین به عنوان صفت). شاید بهترین تعریف را گریمز1 ارائه کرده باشد که می‌گوید : «آیین‌ها یک چه یا چیز نیستند بلکه یک چگونگی و کیفیت هستند».(همان،35)
دست یافتن به درک آیینی از ارتباطات می‌تواند دریچه ای نو در نگرش و تحلیل رفتار های ارتباطی ایجاد کند که شاید محققین را بیشتر به حقیقت رفتار انسانی نزدیک کند. به طور مثال ما برای تحلیل شیوه های ارتباطی دو جنس زن و مرد می‌توانیم از دامن تحلیل‌های فیزیولوژیک و روان‌شناسانه جدا شویم و آن را از زاویه آیین‌های ارتباطی نیز بنگریم. می‌شود به جای تلاش برای یافتن دلایل فیزیکی برای رفتار های زنانه آن را ناشی از آیین زنانگی تفسیر کنیم که در صورت عدم التزام به آیین جنس خود با تنبیه اجتماعی مواجه می‌شود.
در توضیح این برداشت از آیین نیز دو تعریف متفاوت ارائه شده است. طبق تعریف اول که گیویان (همان، 15) آن‌را متعلق به دورکیم2 می‌داند، آیین ابزاری است که یک اجتماع عقائد و ارزش‌های خود را خلق و تجربه می‌کند یا به عبارتی آیین فرایندی است که روح و جسم جامعه به وحدت می‌رسد. بل در توضیح این تعریف از آیین، آن را «ابزاری برای تحلیل ذات پدیده اجتماعی» می‌داند. (خانعلی،1389،13)
در واقع در این تعریف، آیین بر ساخته عقاید جوامع است نه خود مولد عقاید؛ و این محل اختلاف با تعریف دوم آیین از کلیفورد گیرتز3 است که بیان می‌کند : «آیین‌ها و اسطوره‌ها مهم هستند، اما نه به این دلیل که نظم اجتماعی و مهم‌تر از آن، جهان بینی گروه های اجتماعی را باز می‌نمایانند، بلکه به این دلیل که آن را می‌سازند و به مردم الگویی برای شناخت واقعیت می‌دهند.»(میر عابدینی،96،1387)
تقابل این دو تعریف از آیین به عنوان صفت که یکی آیین را ساخته نظام اجتماعی و دیگری سازنده نظام اجتماعی می‌داند در پژوهش پیش رو راه‌گشای بسیاری از تحلیل داده‌ها خواهد بود.
2-3-مؤلفه های عمومی در تعریف آیین
همان طور که از تعریف جامع آیین در بخش قبل نیز بر می‌آمد برداشت‌ها از آیین تنوع و تکثر قابل ملاحظه ای دارد. از یک سو آیین به معنای رویداد های ویژه در تقویم‌ها و موقعیت‌های زمانی و مکانی خاص مد نظر است و از سوی آیین به عنوان یک صفت در پس موصوف‌های ارتباطی خویش می‌تواند دریچه ای نوین به سوی علم ارتباطات باز کند.
در این میان ذکر این نکته که رفتار های آیینی و مراسم‌ آیینی می‌تواند دارای همپوشانی و به قول منطقیون دارای رابطه عموم و خصوص من وجه باشد باید مد نظر قرار گیرد زیرا مرز بین این دو برداشت گاهی آنچنان متداخل است که تمییز بین آن‌ها نیازمند قدری تأمل است.
در میان علما و صاحب نظرانی که در مفهوم آیین ارائه نظر کردند برجستگی نام‌های چون دورکیم، گلوکمان4، گودی5، گریمز، راپاپورت6 و زوئس7 بیشتر به چشم می‌آید؛ صاحب نظرانی که هر کدام به نحوه به این موضوع نگریسته و ارائه تعریف کرده‌اند. تعاریفی که هر کدام ویژگی‌های را در تعریف آیین مطرح کرده و بعضی مؤلفه‌ها را دارای اهمیت بیشتری دانسته است.
تجزیه و تحلیل این تعاریف ما را به مجموع پانزده مؤلفه اصلی در تعریف آیین می‌رساند که بعضی دارای اهمیت بیشتر و بعضی کمتر است.
الف- کنش
اولین نکته راجع به آیین این است که آیین تنها شکل یا فرآیندی از تفکر نیست، بلکه شکلی از کنش به شمار می‌آید. آیین چیزی است که مردم با بدنشان انجام می‌دهند، همان طور که با اندیشه‌شان آن را اجرا می‌کنند، در واقع آیین شکل بیرونی دارد. (رودنبولر،96،1387)
همان طور که از تعریف فوق که نظرات دورکیم است بر می‌آید آیین دارای دو وجه همگام یعنی تفکر و کنش است؛ یعنی زمانی آیین متولد می‌شود که تفکری به ظهور و عینیت برسد. در واقع رابطه کنش و تفکر در این تعریف رابطه علی و معلولی نیست که تغییر در کنش نیازمند تغییر در منشأ باشد بلکه چه بسا کنش دچار تغییر شود بی آنکه مفهوم تغییر کند؛ آیین غالباً برای مشارکت کنندگانش تغییر شکلی خود را استعلا می‌بخشد. (همان، 39)
ب- اجرا
این ویژگی آیین ناظر به دو خصلت است. اول اینکه آیین به صورت بداهه ساخته نمی‌شود یعنی متأثر از موقعیت، افراد و نیاز های موجود متولد نمی‌گردد بلکه یک کنش از پیش طراحی شده و هدفمند است که نه تنها از وقایع آنی تأثیر نمی‌پذیرد بلکه خود بر وقایع و اتفاقات مجاور تأثیر گذار است. آیین مبتنی بر تصورات و پیش فرض‌های است و بر اساس همین پیش فرض‌ها هم متولد می‌شود.
دومین خصلت آیین که ویژگی اجرا را تکمیل می‌کند هدفمندی در مخاطب است. آیین با هدف اینکه کسی مخاطب این رفتار است اجرا می‌شود یا به عبارتی آیین چیزی برای کسی است. آیین برای دیده شدن و برای تأثیر گذاری و یا رساندن پیامی اجرا می‌شود تا کسی آن‌را ببیند خصلتی که می‌توان آن‌را خصلت نمایش نیز نامید.
برای این ویژگی می‌توان مثال‌های فراوانی ذکر کرد از مراسم تحلیف رئیس جمهور گرفته تا مراسم رژه نظامیان و مراسم فارغ‌التحصیلی دانشجویان که هم دارای خصلت برنامه ریزی شده بودن است و هم خصلت اجرا برای مخاطبی که می‌تواند مردم یک کشور و یا سیاسیون کشور های دیگر باشد.
ج-آگاهی، داوطلب بودن
آیین اجرای داوطلبانه رفتار الگویی شده به شکل متناسب، برای تأثیرگذاری به صورت نمادین‏ یا مشارکت کردن در زندگی جدی است. (میر عابدینی، 1388)
همواره در آیین رگه ای از آگاهی و در پی آن، داوطلب بودن وجود دارد. مردم به طور آگاهانه در آیین‌های مربوط به رخداد های ویژه مشارکت می‌کنند به طوری که اجرا کننده آیین یا شاهد آن هستید، و معمولاً می‌دانند که برگزاری آیین چیزی نیست که طبیعتاً یا به طور جسمانی ضروری باشد بلکه فضیلتی انسانی قلمداد می‌شود. (رودنبولر،42،1387)
البته این ویژگی می‌تواند خود مولد ویژگی‌های قبلی نیز باشد قطعاً وقتی رفتار با برنامه ریزی قبلی و هدفمند اجرا می‌شود اجرا کننده یا شاهد آن نیز نسبت به آیین مد نظر دارای آگاهی است.
آگاهی از آیین ممکن است ذهن مخاطب را فقط در معنای آیین به عنوان اسم محصور کند با اینکه این‌گونه نیست؛ در همان برداشت از آیین هم رفتار های بسیاری وجود دارند که آیینی محسوب می‌گردند مثلاً وقتی از مراسم تحلیف رئیس جمهور به عنوان یک آیین سخن گفته می‌شود این آیین خود دارای رفتار های آیینی است. مثلاً اینکه رئیس جمهور کی و چگونه پشت تریبون برود، چگونه سخن گوید و چگونه دست خود را بر کتاب مقدس قرار دهد همه جزیی از آن مراسم محسوب می‌شود و بنابراین یک رفتار آیینی است؛ رفتاری که اهمیت خود را زمانی بیشتر نشان می‌دهد که به هر دلیل از اجرای آن امتناع گردد.
ما در رفتار روزمره خود نیز رفتار های تکراری را انجام می‌دهیم که رفتاری آیینی است نه عادت روزمره که عاری از آگاهی است؛ رفتاری که رونبولر از آن به آیین‌های فرعی یاد می‌کند. مثلاً دست دادن هنگام روبرو شدن با فردی که او را می‌شناسیم و یا نمی‌شناسیم اما می‌خواهیم با او روابطی صمیمی‌تر و احیاناً پایدار تر از یک رهگذر برقرار کنیم. دست دادن جزئی از آیین آشنایی و ارتباط گیری است. عملی که درست است ما تا حدودی آن با سطح کمتری از هوشیاری انجام می‌دهیم ولی ما زمانی که این عمل را انجام می‌دهیم با هدف رسیدن به فواید آن آن‌را انجام می‌دهیم. فوایدی که در اینجا ممکن است زودتر رسیدن به سطحی قابل قبول از صمیمیت در ارتباط باشد.
آیین‌ها تقریباً همیشه با اجبار اجتماعی خاصی روبرو هستند. ممکن است ضرری که برای مشارکت نکردن در یک آیین متوجه ما می‌شود محروم شدن از شرکت داوطلبانه در آن آیین باشد. مشارکت کنندگان در آیین، اجبار اجتماعی را می‌پذیرند، به جای اینکه مقاومت کنند، در جریان برگزاری آیین آن پذیرش را به اجرا می‌گذارند. (همان،43)
البته اجبار اجتماعی در این تعریف دارای طیف گسترده ای از اجبارها ست مثلاً اجباری که از ترس نبوسیدن دست پادشاه در مراسم تاج‌گذاری ایجاد می‌شود در یک سوی این اجبار است و عدم پذیرش صمیمانه از سوی گروه و کاهش صمیمیت بین افراد می‌تواند سوی دیگر این اجبار باشد.
د- غیر ابزاری یا غیر عقلانی بودن
اگر بخواهیم با نگاه ابزارگرایانه به آیین بنگریم می‌توانیم ادعا کنیم آیین یک کنش غیر ابزاری، فرا عقلانی یا غیر عقلانی است. در این باره پارسونز معتقد است : اینکه آیین پدیده ای فرا عقلانی خوانده می‌شود، به همان دلیل است که به دنبال تأمین اهداف ویژه فنی نیست. معیار های عقلانیت علمی یا فنی در آن کاربرد ندارد، چون رابطه اهداف – وسایل از منظر مشاهده گر علمی در آیین، امری ذاتی نیست. (همان، 44)
البته به طور قطع این ادعا که بگوییم آیین‌ها در همه زمینه‌ها غیر ابزاری و غیر عقلانی هستند آنچنان صحیح به نظر نمی‌رسد، اگر چه غیر ابزاری بودن، وجه غالبی در آیین شناسی است. در واقع می‌توان گفت آیین‌ها دارای کارکرد های اجتماعی دیگری همانند کاهش بی تصمیمی، کاهش اضطراب ناشی از آغاز ارتباط اجتماعی، کمک به آغاز کنش‌های اجتماعی، حفظ خاطره های اجتماعی، جامعه پذیری افراد تازه وارد به اجتماعی و ایجاد همدلی و هماهنگی گروهی و اجتماعی هستند.

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید