در چگونگی پیدایش تعزیه و نخستین تعزیه خوانیها در ایران، نویسندگان و پژوهشگران ایرانی و غیر ایرانی بسیار سخن گفته اند. دراغلب کتابها و مقاله های مربوط به تعزیه و تاریخ هنر و نمایش و آثار همانند دیگر، به اجمال یا تفصیل درباره این موضوع بحث و گفتگو شده است. حتی برخی از پژوهندگان نیز مطالعات و تحقیقات خود را به جنبه های تاریخی تعزیه اختصاص داده و تک نگاشته های محققانه و سودمندی در این زمینه نوشته اند. با توجه به مستندات موجود بیشتر این نوشته ها و آثار به صورت اشارات و اظهارنظرهای پراکنده و نقل قولهای تکراری و احیاناً متناقض و بر اساس حدس و گمان و احتمال است؛چنانکه برخی تاریخ پیدایش تعزیه را مربوط به اواسط یا اواخر دوره صفویان و بعضی به دوره زندیان و گروهی به اوایل عهد قاجار می دانند. حتی بعضی از نویسندگان و تاریخ نگاران مراسم سوگواری و دسته گردانیهای دوره دیلمیان را که گویا گهگاه با شبیههی صامتی نیز همراه دسته های عزاداری بوده است، آغاز تعزیه پنداشته اند. (همان منبع : ص62)
به هر حال، با همه این مطالعات و تحقیقات هنوز هم جای یک بررسی و پژوهش منظم و مستند همچنان خالی است. بدیهی است، با توجه به محدودیت های موجود در نگارش این نوشته نمی توان از تاریخ پیدایش این نمایش مذهبی آیینی، به ویژه ریشه ها و علل تاریخی، مذهبی، فرهنگی، هنری و اساطیری آن به تفصیل سخن گفت؛ از این رو خلاصه و چکیده فرضیه ها و آراء ونظرها را درباره پیدایش تعزیه در زیر می آوریم و همراه آن به نقاط ضعف و قوت هر یک از آنها نیز اشاره خواهد شد.
3-2-2 – آراء و نظرها
این بخش از سه منظر به شرح ذیل مورد بررسی قرار می گیرد:
1-3-2-2 – زمینه تاریخی
مشهورترین فرضیه ها و نظریه ها درباره پیدایی تعزیه این است که تعزیه شکل متحول و تکامل یافته مراسم و آئین های سوکواری مذهبی است که از قرنهای اول و دوم، به ویژه قرن چهارم (دوره آل بویه) در ایران رایج بوده است. همچنین احتمال داده میشود که زمینه نمایشی این مراسم از برخی آداب و شعائر و نمایشوارههای جمعی ایران قبل از اسلام، مانند سوک سیاوش و کین ایرج و امثال آنها ریشه و مایه گرفته باشد. شاید هم بعضی از جشنها و جشنواره هاومراسم آیینی و اساطیری جامعه های کهن غرب ایران مانند حماسه گیلگمش، آدونیس، تموز و عشتار یا ایشتار در تکوین و تشکیل آن بی تاثیر نبوده باشد. (مسکوب،1354:ص80-81)
ظاهراً این مراسم و تظاهرات مذهبی با رسمیت یافتن مذهب تشیع در دوره صفویان، شکل و هیئت منظم و سامان یافتهای پیدا کرد و به تدریج با پدیده ها و عناصر فرهنگی ، سیاسی، اجتماعی و هنری دیگری چون روضه خوانی،واقعه گویی، نقالی، شبیه سازی،شبیه گردانی و امثال آنها در آمیخت و سرانجام در اواخر دوره صفویان به صورت کنونی درآمد.
2-3-2-2 – نظریه های دیگر
در مقابل فرض بالا، که نظر اغلب پژوهشگران است(مسکوب در کتاب سوگ سیاوش، بیضایی در کتاب نمایش در ایران، نوشخی در کتاب تاریخ بخارا)، تنی چند از نویسندگان پیدایش تعزیه را ، بی هیچ زمینه و سابقه تاریخی، از پدیده های دوره صفویان میداند و جمعی دیگر نیز بر این باورند که تئاترها و نمایشهای مذهبی و یا غیر مذهبی اروپا و حتی کشورهایی چون هندوستان و چین در پیدایی آن بی تاثیر نبوده اند. اینک خلاصه هر یک را در زیر می آوریم:
1 – تنکابنی مینویسد:«تعبیه(یعنی تعزیه) از مخترعات صفویه است و چون ظهور مذهب تشیع در ممالک ایران از ضرب شمشیر سلاطین صفویه شد و ذاکرین را مأمور به انشاد مصیبت حضرت سیدالشهداء (ع) نمودند، مردم چندان گریه نمی کردند، زیرا هنوز در مذهب راسخ الاعتقاد نبودند، پس تعبیه را اختراع نمودند که شاید مردم از مشاهده مصائب حضرت سید الشهداء علیه السلام متألم و موجب رقت قلب شود. لفظ تعبیه نیز به معنای اختراع است، و این تشبیه در ازمنه سابقه بالاتفاق وجود نداشته و علماء را در جواز آن خلاف است…» (تنکابنی،قصص العلما:ص30)
گذشته از موارد سست و ضعیف نظر نویسنده درباره سابقه مذهب شیعه در ایران باید دانست که اولاً وی هیچ سندی برای اثبات نظر خود به دست نداده است. ثانیاً توضیح نمیدهد که کدام یک از شاهان صفوی تعزیه را به گفته او اختراع کرده اند. گرچه از فحوای سخنش چنین برمیآید که این واقعه گویا در زمان شاه اسماعیل یا یکی دو تن از جانشینان او روی داده است. اما تا آنجا که از مستندات بر می آید در هیچیک از منابع تاریخی، به خصوص سفرنامه های اروپائیان که درباره این مراسم به تکرار و تفصیل سخن گفته اند،اشاره ای به تعزیه و شبیه خوانی نشده است. ثالثاً وی بر خلاف برخی دیگر از علمای مذهبی، با تعزیه و شبیه مخالف بوده و حتی رساله مفرد و مستقلی نیز در این باب نگاشته است. در هر حال به نظر او نمی توان اعتماد کرد.(شهیدی،1380: ص64)
2 – مایل بکتاش به صورتی بسیار مجمل و تردید آمیز و به نقل از رساله مواکب حسینیه ، 1375 هـ .ق اختراع تعزیه را در دوره صفوی دانسته و به مرحوم ملامحمدباقر مجلسی نسبت داده است. می نویسد : «حتی روایت است، اول کسی که تأسیس اساس شبیه و تشبیه واقعه کربلا را نمود، محمدباقر مجلسی ، متوفی سنه 1111 قمری و در اواخر صفویه بود».
نویسنده در درستی و نادرستی این روایت هیچ اظهار نظری نکرده است و به علاوه معلوم نیست دلیل و سند مآخذ اصلی یعنی رساله مواکب حسینیه چه بوده است. به هر حال تحول و تکامل تدریجی تعزیه و تعزیه خوانی ظاهراً خلاف این فرض را نشان می دهد.(همان: ص64)
3 – درزمان شاه عباس صفوی مسیحیان و ارامنه جلفا هر ساله برخی از تئاترهای مذهبی اروپا (مانند میستریپلی و میراکل پلی و…) را در اصفهان نمایش میدادند، چون شاه عباس این گونه نمایش ها را برای ترویج مذهب و اعمال سیاست خاص خود پسندید، دستور داد واقعه کربلا را نیز به همان صورت به نمایش درآوردند و تعزیه از آن زمان آغاز شد. (همان: ص65)
نویسنده این مقاله نیز هیچ سند و مدرک به دست نداده است. نحوه تکوین و شکل گیری و سیر تحول تعزیه هم که بعداً درباره آن سخن خواهیم گفت، نشان می دهد که این نمایش مذهبی طی سالها به تدریج پدید آمده است.
4 – برخی از نویسندگان و محققان، این قضیه (یعنی تقلید و اقتباس تعزیه از غرب) را به زمان کریم خان زند مربوط میدانند، نخستین کسی که به این مورد اشاره کرده ، نصرالله فلسفی است که به نقل از کتاب انقلاب اسلامی مینویسد: «بر پا ساختن مجالس تعزیه از زمان کریم خان زند متداول شد، نوشته اندکه در عهد وی سفری از فرنگستان به ایران آمد و در خدمت آن پادشاه شرحی در تعریف تئاترهای حزن انگیز بیان کرد و کریم خان پس از شنیدن بیانات وی دستور داد که صحنه هایی از وقایع کربلا و سرگذشت هفتاد و دو تن ساختندو از آن حوادث غم انگیز مذهبی نمایشهایی ترتیب دادند که به تعزیه معروف گشت»(فلسفی،1365:ص10) بعدها بعضی ازنویسندگان در آثار خود به این خبر اشاره و استناد کرده اند.(مشحون،1367:ص34) کتاب انقلاب الاسلام بین الخاص و العام که نصر الله فلسفی از آن خبر بالا را نقل کرده ، نسخه ای است خطی از نویسنده ای به نام محمد عارف بن حاج محمد شریف، معروف به «اسپناقچی پاشازاده» که در دوره قاجاریه می زیسته است.
موضوع کتاب اساساً درباره تاریخ صفویان و مقداری هم درباره تاریخ افشاریان و زندیان است؛ اما خبری که از این واقعه می دهد با آنچه فلسفی ذکر کرده است اندکی تفاوت دارد او نمی گوید : «سفیری از فرنگستان به ایران آمد»، بلکه می گوید: «… در زمان کریم خان زند سفیری از ایران به فرنگستان رفت». به هر حال چون مولف کتاب انقلاب اسلام ظاهراً با تعزیه و شبیه خوانی چندان موافق نبوده و خواسته است اساس آن را غیر اسلامی بنماید نمی توان به نظر او اعتماد کرد.
5 – در اوایل دوره قاجار که روابط سیاسی ، اقتصادی و فرهنگی ایران با اروپا گسترش یافت و مسافران و نمایندگانی از ایران به اروپا، به خصوص به روسیه و کشورهای اروپای شرقی، می رفتند و نمایش ها و اپرا ها و تئاترهای اروپایی را می دیدند، پس از بازگشت به ایران تعزیه را به تقلید یا اقتباس از غرب به وجود آوردند، بنابراین باید گفت که تعزیه در اوایل دوره قاجار پدید آمده است.(محجوب،تاثیر تئاتر اروپایی و نفوذ روش های نمایشی آن در تعزیه:ص185)این فرض نیز با توجه به عللی که در قسمت ارزش و اعتبار آراء ذکر خواهیم کردبه نظر نادرست است.
6 – جمعی دیگر از صاحب نظران به جای نمایشگاه های اروپایی، نمایشهای هندی را در پیدایش و شکل گیری تعزیه تا اندازه های موثر دانسته اند. اینان می گویند در دوره صفویان و شاید هم پیش از آن، مسافران و سیاحان و بازرگانانی از ایران به هند رفته اند و یا از هند به ایران آمدهاند. احتمالا ًهمراه با کاروان های بازرگانان، گروهی بازیگر هندی به ایران آمده و پرداختن واقعه کربلا در قالب نمایش شده است. همچنین برخی دیگر از این صاحب نظران از تاثیر احتمالی نمایش چین بر تعزیه سخن گفته اند. (تبریزی،1366:ص74)
این فرضیه ها و نظریه ها نیز ظاهراً مبتنی بر روایات شفاهی و یا حدس و احتمال و قیاس است و برای اثبات آن سند و مدرکی در دست نیست. گرچه از پاره ای قرائن و شواهد بر می آیدکه در دوره صفویان و قبل از پیدایش تعزیه، گونه ای اشعار نمایشی درباره واقعه کربلا، به زبان اردو یا تلفیقی از فارسی و اردو وجود داشته که تا اندازه ای در اشعار و ادبیات تعزیه بی تاثیر نبوده است، لیکن به هر حال این وقایع و این تاثیرات سطحی و احتمالی است و به فرض وقوع و تحقق ، عامل اصلی پیدایش تعزیه در ایران نتواند بود. شاید اجمالاً بتوان گفت علل و عوامل فرهنگی و تاریخی پیدایش و رشد و گسترش تعزیه در مناطق شمالی و جنوبی ایران متفاوت بوده است و این مسئله ای است که به مطالعات و تحقیقاتی گسترش تعزیه در مناطق شمالی و جنوبی ایران متفاوت بوده است و این مسئله ای است که به مطالعات و تحقیقات گسترده نیاز دارد .
3-3-2-2 – ارزش و اعتبار آراء و نظرها
با توجه به مدارک و اسناد موجود و بررسی شده جز فرضیه نخست که تعزیه را پدید آمده از ترکیب و تحول مراسم سوکواریهای مذهبی می داند، سایر فرضیه ها پایه و اساس درستی ندارند. ما قبلاً ضمن بیان هر یک از آنها به نقاط ضعف اسناد و دلایل کسانی که آن فرضیه ها را به نحوی پذیرفته اند اشاره کردیم؛ اکنون نیز دلایلی چند در اثبات نادرستی اساس آن نظرها در زیر می آوریم:
1- بنابر مدارک تاریخی و گزارشهای سفرنامه ها تعزیه از اواخر عهد صفویان به تدریج شکل گرفته و تقریباً به صورت کامل از زمان زندیان در ایران رایج بوده است. لذا نظر آن دسته از نویسندگانی که پیدایی تعزیه را در دوره قاجار میداند به کلی نادرست است.
2- اساس نظر کسانی که تعزیه را از ابداعات شاهان صفوی یا علمای دوره صفویان و یا تقلیدی از غرب در آن زمان میدانند جز حدس و گمان وفرض چیز دیگری نیست. برخی از آن ظاهراً به سبب مشابهتی که تعزیه های نخستین با تعزیه های اروپایی (میراکلپلی، میستری پلی و …) داشته است چنین فرضی را به میان آورده اند. شک نیست که در میان سنتها و آیین های ملل و جوامع مختلف جهان پاره ای عناصر مشترک و همانند وجود دارد؛ و باز هم تردید نیست که در جریان تاریخ و روابط ملت ها ممکن است گاهی فرهنگی از فرهنگ دیگر را در مواردی تاثیر پذیرفته باشد، اما هیچ یک از اینها دلیل آن نیست که یکی را معلول و برخاسته از دیگری بدانیم، مگر آن که اسناد و دلایل و شواهد مسلم تاریخی در دست داشته باشیم که در مورد تعزیه دیدیم چنین نیست، به هر حال با استدلال و قیاس تمثیلی نمی توان درستی و نادرستی یک واقعه تاریخی را اثبات کرد. علاوه بر اینها اگر تعزیه در اوایل یا اواسط دوره صفویان در ایران رایج بود (چه از نمایش مذهبی غربیان تقلید شده بود و چه شاهان صفوی آن را اختراع کرده بودند) مسافران و سیاحان اروپایی که در سفرنامه های خود حتی جزئیات مراسم مذهبی محرّم را شرح داده اند،از تعزیه و شبیه خوانی نیز یاد می کردند. در صورتی که آنان فقط از اشکال ابتدایی و عناصر زمینه ساز تعزیه سخن گفته اند. این نظر نیز که برخی از علمای مذهبی مانند علامه مجلسی تعزیه را اختراع کرده اند، بیشتر روایات شفاهی تعزیه خوانان است و مستند به سندی نیست.
3- اما از نظر کسانی که پیدایش تعزیه را مربوط به دوره زندیان، و تقلیدی از نمایشهای اروپایی می دانند به دلایل زیر نادرست است: اولاً مأخذ این گروه، کتاب انقلاب اسلام است که گفتیم نویسنده آن ظاهراً با تعزیه و شبیه چندان موافق نبوده است، ثانیاً وی که در دوره قاجار می زیسته، خبر را به صورت نقل قول می آورد و برای گفته خود سندی به دست نمیدهد، میگوید: «بعضی از صاحبان خبر برآنند که در زمان کریم خان زند از برای امری سفیری به فرنگ فرستاده شد، سفیر که از فرنگ عودت کرد، در حضور کریم خان از تئاترهای فرنگ حکایتها گفت ، کریم خان نیز فرمود اول شبیه هفتاد و دو تن را در آورند و این در ایران شیوع یافت…» ثالثاً بنا بر گزارش برخی از سیاحان و مسافران اروپاییدر زمان کریم خان زند تعزیه تقریباً در همه جای ایران، از جمله خارک و رشت، رایج بوده است و این ممکن نیست مگر آن که زمینه و مقدمات کار تعزیه خوانی از سالها پیش فراهم شده باشد.
به علاوه چگونه ممکن است مردم مذهبی و سنت گرای آن زمان یک پدیده نوظهور غربی را بدون هیچ سابقه ذهنی بپذیرند؟ رابعاً در اواخر قرن هجدهم یعنی مقارن با پادشاهی کریمخان زند اجرای نمایشهای مذهبی در میدانها و جلوی کلیساهای جامع اروپا عمومیت و رواج چندانی نداشته است، تا هر مسافر و تازه واردی آنها را دیده باشد. خامساً گذشته از اینها وجود تعزیه های سیار و ثابت و میدانی ـ گرچه به شکل ابتدایی آن ـ در دوره افشاریان و اواخر عهد صفویان هر گونه شک و تردیدی را از میان می برد و نشان می دهد که این نمایش قبل از زندیان در ایران ریشه و سابقه داشته است.
4- بنجامین، نخستین وزیر مختار آمریکا در ایران که در سال 1302 هـ.ق شاهد تعزیه خوانی در تکیه دولت بوده است. درباره پیشینه تعزیه در ایران مینویسد: «در حقیقت فکر این که واقعه کربلا و حواشی آن به صورت نمایش تراژدی و تاثر انگیز به نام تعزیه در روند بعد از دوران صفویه پیدا شده و این کار به تدریج صورت عملی به خود گرفته است و به طوری که یکی از دانشمندان و مطلعین ایران به من گفته اند تعزیه کنونی که در ایران خوانده می شود، نتیجه سالها تحول و تکامل است و چیزی نبوده که یک مرتبه به خاطر کسی رسیده باشد . این تعزیه یا نمایش مذهبی هنوز هم نواقص زیادی از نظر چگونگی اجرا دارد که باید بعدها به تدریج برطرف شود.(بنجامین،1367:ص282) از گفته های بنجامین دو نکته استنباط می شود: نخست این که تعزیه یک پدیده تدریجی و پویا و متحول بوده است. دوم اینکه بر خلاف آنچه برخی از صاحب نظران گفته اند ، تعزیه در اوایل دوره قاجار و یا حتی در دوره زندیان به تقلید از تئاتر غرب پدید نیامده است به هر حال اگر چنین بود، آن ایرانی مطلع که از تاریخ آغاز تعزیه خوانی در اوایل قاجار یا دوره زندیان بهتر از ما آگاه بوده، تقلیدی بودن تعزیه را می دانست و نمی گفت تعزیه به تدریج پدید آمده است.
5- صرف نظر از نبود مدارک و شواهد تاریخی روشن و مسلم ـ دال بر تقلید یا اقتباس تعزیه از غرب ـ نظر یکی دو تن از صاحب نظران نیز شایسته تأمل است. مثلاً جنتی عطائی مینویسد: اولاً در خلال قرون 17 و 18 تماس اروپائیان با ایران سطحی تر از آن بود که بتوانند تا این اندازه بر اعتقادات مذهبی و آداب دینی ایرانیان اثر کند. ثانیاً در همان زمان که تعزیه خوانی در ایران توسعه می یابد (قرن 18) نمایش مذهبی تبتی ها بر زمینه مذهب بودا نیز بسط پیدا می کند. مسلم است که در اواسط قرن 18 هیچ نفوذ اروپایی نتوانسته بود در تبت جای گیرد و هیچ نمایندگی مذهبی خارجی هم نتوانسته بود در آن کشور پای گذارد. مع ذلک یک نمایش مذهبی بر زمینه «بودائیسم» بسیار زیبا و موثر توسعه پیدا کرد. ثالثاً اگر نفوذ اروپا الهام بخش تیاتر مذهبی مناطق آسیایی، از جمله ایران، است چرا کشورهایی که قبل از همه پای اروپاییان بدان جا باز شد، مثل مراکش، مصر و ترکیه از این نفوذ تئاتر مذهبی برخوردار نشدند؟ و برای چه نفوذ مسیحیت اروپا فقط به شکل ذن (ZEN) در ژاپن و تعزیه در ایران ثمر خود را بخشیده است. رابعاً اساساً تمدنها در برخی از مراحل رشد قادرند که جرم یک تئاتر مذهبی را که به مرور تبدیل به یک تئاتر غیر مذهبی می شود بدون قبول هیچگونه نفوذ و قرض گیری از بیگانگان در جامعه خود به وجود آورند. همچنین استاد عبدالحسین زرین کوب در انتقاد از کتاب از صبا تا نیما، نوشته یحیی آرین پور می نویسد«درباره تعزیه … می توان پیدایش آن را به تحول روضه خوانی و نفوذ بعضی عناصر رسوم عزاداری دیلمیان منسوب کرد. تصور این که تعزیه از بعضی نمایشنامه های مذهبی اروپایی و در عهد صفویان به وجود آمده باشد چندان مقبول به نظر نمی رسد و تحول آن از مراسم روضه خوانی بیشتر قابل قبول است. استاد زرین کوب به دنبال این مطلب در حاشیه می نویسد : «بین تعزیه ما با بعضی نمایشهای دینی اروپایی البته مناسبتهایی هست، اما تصور تقلیدی بودن تعزیه از آنها با توجه به روابط صفویه با اروپایی ها و طرز تلقی مسلمین از آداب و رسوم نصارا قابل قبول نیست …» (زرین کوب،1353 : ص298).

4- 2- 2روند تکوین و تحول تعزیه
همچنان که گفته شد تعزیه به احتمال نزدیک به یقین از ترکیب و تحول مراسم و سنت ها و نمایشواره هایی چون روضه خوانی، نقالی، فضایل خوانی، مناقب خوانی، شبیه سازی در دسته ها و نظایر آن پدید آمده است. با بررسی گزارشها و سفرنامه های سیاحان غری و نیز مشاهده و تدقیق و تأمل در آیین ها و مراسم سوکواریهای مذهبی در مناطق مختلف ایران، می توان مراحل تکوین و تحول تعزیه را به اختصار به شرح زیر بیان کرد.
1-4-2-2 – دسته های عزاداری
در ابتدا دسته ها و جماعت عزادار در کوچه ها و بازارها به راه می افتادند و با سینه زدن و نوحه خواندن و نواختن سنج و برخی از سازهای ساده موسیقی و حمل علم و علامت و امثال آن و نیز هم سرایی و هم آوازی در خواندن نوحه، فاجعه کربلا را یادآوری می کردند. برگزاری این گونه مراسم و تظاهرات مذهبی، چنان که می دانیم از دوران بوئیان ـ و حتی پیش از آن ـ در ایران معمول شده بود، لیکن در دوره صفویان صورت منظم تری پیدا کرد و با آداب و رسوم و تشریفات بیشتر و با شکوه تری برگزار می شد.
این دسته ها پس از مدتی راهپیمایی وقتی به چهارسوها و میدانها می رسیدند ، لحظاتی می ایستادند و نوحه خوان هر دسته به جای خواندن اشعار ضربی و نیم ضربی (خواندن اشعار سینه زنی) چنان که امروز نیز معمول است، مرثیه و قطعه شعری می خواند. اشعار مرثیه گاهی به زبان اول شخص و بیان مستقیم بود و گاه به زبان نقل و روایت و غیر مستقیم.
سرانجام دسته ها و سوکواران به صحن مسجد یا امام زاده و یا تکیه و میدانی میرفتند و در آنجا به روضه خوانی و ذکر مصیبت می پرداختند.
2-4-2-2 – کاربرد اسباب نمایشی در دسته ها
اسباب و وسایلی چون کجاوه، عماری، صندوق، تابوت و نخل و چیزهای دیگر بعدها به دسته های عزاداری اضافه شد. این اسباب نشانه و نماد حرکت کاروان امام به کربلا و وقایع بعد از شهادت حضرت، همچنین نشان دهنده همدلی و همنوایی عزاداران در سرنوشت امام بود. این دسته ها بعضی پیاده و برخی سواره حرکت می کردند. چون کودک و نوجوان، و گاهی مردانی به صورت زنان اسیر اهل بیت، بر شترها سوار میشدند و در فواصل زمانی معین اشعاری میخواندند. این شعرها بیشتر به شیوه «زبان حال» و بیان مستقیم بود. در این دسته ها تابوتها و نعشهایی که بیشتر آنها مصنوعی بودند، و آنها را از بالش و قطیفه و چلوار و چکمه و امثال آن می ساختند، حمل می شد. روی نعشها و تابوتها عمامه سبز رنگ خون آلود، یا چند کبوتر سفید قرار میدادند. اسبهایی را که مظهر ذوالجناح (اسب امام) و اسب حضرت عباس و علی اکبر… بودند با تیرپوشهای خون آلود می آراستند و روی تیرپوشها و گردن اسبها شمشیر و سپر و زره و روی گردن آنها شال سبز باریک و بر پیشانی آینه و امثال آن می بستند. رفته رفته، علاوه بر شبیه های کودکان و زنان که نشان دهنده و یادآور کلی واقعه و حوادث بعد از شهادت بودند از جنگ جویان و مبارزان و سایر شهیدان ( به جز خود امام) نیز شبیه هایی می ساختند. این شبیه ها در آغاز مردانی بودند که با چهره های غرقه به خون بر اسبهای خاک آلوده سوار می شدند و در کنار دسته ها حرکت می کردند؛ اما بعدها حرکات نمایشی خود را گاه سواره و گاهی پیاده در میدان و روی سکوها انجام می دادند.
3-4-2-2 – شبیه سازی در دسته ها
ساختن شبیه از شهیدان کربلا ـ و گاهی مخالفان و دشمنان اهل بیت و تجسم وقایع به تدریج هم متنوع تر شد و هم وضع و حالت جان دارتر و محسوس تری پیدا کرد. مثلاً علاوه بر ساختن نعشهای مصنوعی، کسانی خود را به صورت نعش در می آوردند و در تابوتها می خوابیدند . این تابوتها را گروهی از مردم یا ارابه ها حمل می کردند. در برخی از شهرهای ایران، کسانی که شبیه نعش شده بودند، در ارابه هایی دراز می کشیدند و روی آنها شن سرخ رنگ می ریختند به طوری که فقط سرشان از زیر شن پیدا بود و بدین سان هم واقعه شهادت و هم صحنه واقعه دشت کربلا را به نمایش می گذاشتند.
رفته رفته ، علاوه بر ساختن شبیه از شهیدان کربلا، از اشقیا و دشمنان امام نیز کم و بیش شبیه هایی می ساختند . در برخی از شهرهای ایران به جای شبیه از مجسمه و تندیس استفاده می کردند؛ مثلاً تندیس تو خالی بزرگ و زیبایی از کاغذ و پوست و اشیاء دیگر می ساختند و کسی برای تجسم شبیه امام در درون آن می رفت . یا برای نشان دادن یزید و شمر، پوست خری را پر از کاه می کردند و آن را پس از ساعت ها گرداندن و لعن و نفرین کردن و آب دهان بر آن انداختن، در میدانی آتش می زدند.
4-4-2-2 – شکل اولیه تعزیه خوانی

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

در اواخر دوره صفویان، علاوه بر اجرای مراسم دسته گردانی و نوحه خوانی و اعمال به حرکات نمایشی و نیمه نمایشی و مکالمات کوتاه و ناپیوسته افراد شبیه که در نه روز به تفاریق صورت میگرفت، خلاصه ای از تظاهرات نمایشی را در روز عاشورا به گونه ای ترکیبی و جامع در میدان یا صحن امامزاده برگزار می کردند. بدین ترتیب که نخست روضه خوان و یا روضه خوانهایی از روی کتاب روضه الشهداء روضه می خواندند و عزاداران را برای تماشای تعزیه آماده می کردند، سپس شبیه خوانی آغاز می شد. چنین بود که تعزیه های ثابت و مجلسی و میدانی پدیدآمد. در برخی از شهرهای ایران نیز همان مراسم پیشین،یعنی حرکت دسته ها و نمایشواره ها، با اندک تحولی به صورت تعزیه های سیار و دوره ای درآمد.
دو تن از سیاحان و مسافران اروپایی به نام های سالامون و وان گوک یا وان گوخ که گویا در زمان سلطنت شاه سلطان حسین و نادرشاه به ایران آمده بودند، در سفرنامه خود از نوعی نمایش تعزیه روی ارابه خبر داده اند. به احتمال قوی اشکال دیگری از تعزیه نیز در آن زمان در برخی از مناطق دیگر ایران رایج بوده است و ما بعداً به این موضوع اشاره خواهیم کرد.
با توجه به آنچه اجمالاً گذشت میتوان گفت به احتمال نزدیک به یقین، تعزیه به مفهوم امروزی آن در اواسط یا دست کم در اواخر دوره صفویان پدید آمده و در دوره افشاریان و آغاز عهد زندیان رشد و تحول یافته و کم و بیش رایج شده است. بنابراین، نه تنها نظر آنان که پیدایش تعزیه را مربوط به دوره قاجار می دانند؛ نادرست است، بلکه نظر کسانی هم که دوره زندیان را تعزیه های کامل نمی دانند و یا درباره آنها تردید دارند، نااستوار است.
5-2-2- اشارات و روایات درباره تبلیغ و ارتباط دینی:
یافته ها در مورد تبلیغ و ارتباطات دینی در هشت عنوان به شرح ذیل گردآوری شده است:
1-5-2-2 – توضیح واژه تبلیغ
واژه تبلیغ هر چند در لغت، مفهوم گسترده‏ای دارد ولی مراد از آن در این‌جا رسانیدن شرع و دین خدا به مردم است که در آیات متعدّد از وظایف اصلی پیامبران شمرده شده است.(مائده،سوره 5،آیه 92)
برخی، واژه فارسی «آوازه‌گری» را که ظاهراً نخستین بار، ملک الشعرای بهار، آن را در برابر propaganda به کار برد معادل واژه عربی تبلیغ دانسته‌اند، ولی این کاربرد با اقبال، روبرو نشده است. (الویری،1387:ص15- 17) و (فرهنگ علوم رفتاری ذیل واژه propaganda).
نوعی مسامحه در معادل گذاری برای واژگان غیر فارسی سبب شده تا واژه تبلیغ یا تبلیغات در فارسی، معادل چهار اصطلاح متفاوت عربی اِعلام، دِعایه، دَعوت، اعلان و سه اصطلاح متمایز انگلیسیpropaganda و mission و advertising به کار رود.
2-5-2-2 – کاربرد اصطلاح تبلیغ
مفهوم اصطلاحی تبلیغ، نخست در حیطه امور دینی به کار می‌رفت و بعدها به حوزه‌های دیگر، تعمیم یافت؛ گر چه در حوزه‌هایی غیر از حوزه دین، غالباً از صورت جمع آن (تبلیغات) استفاده می‌شود. ارائه تعریفی مورد وفاق از تبلیغ کار دشواری است و آنچه در معرِف این مقاله ذکر شده، برآیند مشترکات انبوهی از تعاریف موجود است. (الویری،1387:ص67- 69).
3-5-2-2 – ضرورت تبلیغ
خدای حکیم، خلق را عبث و بیهوده نیافریده؛ بلکه برای غایتی بزرگ و ارزشمند یعنی معرفت و بندگی خویش،
خلق کرده است.(ذاریات،سوره 51،آیه 56) تحقّق این هدف عظیم در گرو رهایی بندگان از ظلمت نادانی و روشن شدن دل و جان آنان به نور علم و هدایت الهی است؛ چنان‏که در آیات و روایات متعدّد بر این مطلب تصریح شده است.( علق،سوره 96،آیه 5 و الرحمن،سوره 55،آیه 2).
4-5-2-2 – آموزه قرآن در باب تبلیغ
برای بررسی آموزه قرآن درباره تبلیغ، باید مجموعه واژه‌های مرتبط با این موضوع، استخراج و مضامین آن‌ها بررسی شود، واژه‌هایی چون دعوت، هدایت، اِنذار، تبشیر، وعظ، امر به معروف، نهی از منکر، رسالت، تعلیم، ارشاد، قول، بیان، ذکر، تَواصی، تلاوت و قرائت.
به تصریح قرآن و سنّت و اجماع و سیره مسلمانان، اسلام، دینی جهانی و خاتم ادیان است و به یک قوم و زمان محدود، اختصاص ندارد.(انعام،سوره 6،آیه 19 و انبیا،سوره 21،آیه 107) مخاطبان آن تمامی انسان‌ها هستند تا هدایت یابند و با بهره گیری از «کتاب» و «میزان»، قسط و عدل بر پا کنند؛(حدید،سوره 57،آیه 25) بنابراین، تبلیغ از آموزه‌های قطعی دین اسلام است و محتوای این تبلیغ را اموری چون دین و رسالت الهی و خیر و معروف تشکیل می‌دهد و توجه به عناصری مانند زمان و زبان، از عوامل مؤثر توفیق در این تبلیغ است.(حج،سوره 22،آیات 40 – 41).
5-5-2-2 – ویژگی مبلغان
بنا بر قرآن کریم، مبلغ باید دارای این ویژگی‌ها باشد:
۱) بصیرت و آگاهی کافی نسبت به هدف و محتوای تبلیغ(یوسف،سوره 12،آیه 108)
۲) ایمان به هدف(آل عمران،سوره 3،آیه 61)
۳) خودساختگی(هود،سوره 11،آیه 88)
۴) اخلاص و عدم چشم‌داشت مادّی(شعرا،سوره 26،آیه 109)
۵) خوشرویی و سعه صدر (طه،سوره 20،آیه 25)
۶) امید به وعده‌های الهی و امید بخشی(توبه،سوره 9،آیه 33)
۷) علم دوستی و کمال جویی(طه،سوره 20،آیه 114)
۸) پشتکار و نستوهی (اعراف،سوره 7،آیه 164)
۹) شجاعت و هراس نداشتن از کسی. (مائده،سوره 5،آیه 54).
6-5-2-2 – شیوه‌های تبلیغ
در قرآن به شیوه‌ها و مباحث تبلیغ نیز التفات شده است، از جمله:
۱) یادآوری نعمت‌های الهی (مائده،سوره 5،آیه 30)
۲) بیدار کردن وجدان مخاطبان (تکویر،سوره 81،آیه 26)
۳) توجه دادن به تجربه‌های تاریخی و سرنوشت پیشینیان(مریم،سوره 19،آیه 16- 41)
۴) تشویق (تبشیر) در کنار هشدار (انذار) (مریم،سوره 9،آیه 76)
۵) بیدارسازی عقل و فطرت و واداشتن به تفکر (مومنون،سوره 23،آیه 115)
۶) بهره گیری ازبرهان استدلال و جدال احسن و پند و اندرز نیکو(نحل،سوره 16،آیه 125 و بقره،سوره 2،آیه 258)
۷) استفاده از تمثیل و تصویرسازی (مائده،سوره 5،آیه 31)
۸) معرفی الگو و الگوسازی (ممتحنه،سوره 60،آیه 4)
۹) القای تدریجی و توجه به ظرفیت مخاطب، در پذیرش و دریافت پیام. آیات ناظر به تحریم تدریجی خمر و ابلاغ برخی احکام، در آخرین سال‌های بعثت، مانند حرمت ربا و وجوب رعایت حدود حجاب، به روشنی بر این معنا دلالت دارند. (آل عمران،سوره 30،آیه 130).
7-5-2-2 – نمود جوهره تبلیغی دین اسلام
برخلاف نظر کسانی چون آرنولد در کتاب تاریخ گسترش اسلام(1358:ص34) و ماکس مولر که ادیان را به دو دسته تبلیغی و غیر تبلیغی تقسیم می‌کنند ،(دایره المعارف جهان اسلام آکسفورد ذیل واژه)، همه ادیان، دارای جوهره تبلیغی‌اند(باقی،1375:ص27- 30) و دین اسلام به عنوان دین خاتم، اهتمامی بسیار زیاد به تبلیغ دارد.
1 – به نظر می‌رسد شروع وحی قرآن با کلمه «اِقْرَأ» و باقی ماندن این دستور و نیز کثرت کاربرد فعل امر «قُلْ»، در آغاز برخی سوره‌ها و آیات قرآن (۳۳۲ بار به صورت مفرد مذکر و ۱۷ بار به صورت‌های دیگر)، که همواره به تلاوت کنندگان قرآن، دستور تکرار مضمون آیه و انتقال آن به دیگران را گوشزد می‌کند، نخستین نمود جوهره تبلیغی دین اسلام است.
2 – آیات فراوانی که به دعوت و تبلیغ و هدایت و امر به معروف و نهی از منکر دستور می‌دهدیا به بیان روش تبلیغ انبیای پیشین می‌پردازد، از دیگر نشانه‌های ماهیت تبلیغی دین اسلام است.(محمدفواد عبدالباقی،المعجم المفهرس لالفاظ القرآن الکریم:ذیل واژه های مذکور).

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید