بررسی اثربخشی آموزش ابراز وجود بر سازگاری اجتماعی، خودپنداره و انگیزهی پیشرفت دانشآموزان اول و دوم دبیرستان یزد در سال تحصیلی 1392-1391

فصل اول
کلیات پژوهش

1-1- مقدمه
امروزه علی رغم ایجاد تغییرات عمیق فرهنگی و تحول در شیوههای زندگی، بسیاری از افراد در رویایی با مسائل، فاقد توانایی لازم و اساسی هستند و همین امر آنها را در مواجهه با مشکلات آسیب پذیر کرده است. در جریان زندگی هر انسان، ممکن است مشکلاتی بروز کند و قاعدتا نوجوانان نیز از این امر مستثنی نیستند. گروهی از نوجوانان فاقد مهارتهای خاص در مواجههی مطلوب با مسائل هستند و همین امر موجب میشود تا در برخورد با موارد پیش آمده، به طور ناکارآمد و آسیب پذیر وارد شوند (درخشانی، حسنیان و یزدی، 1385). از طرف دیگر با توجه به پیچیدگی جوامع امروزی و بروز ناهنجاریهای رفتاری و روانی در بین کودکان و نوجوانان لزوم پرداختن به آموزش مهارتهای اجتماعی و ارائهی راهبردهای صحیح برای تقویت و شکوفایی این مهارتها بیش از پیش احساس میشود. مهارتهای اجتماعی، مجموعه رفتارهای فراگرفتهی قابل قبولی است که فرد را قادر میسازد با دیگران رابطهی مؤثر داشته و از عکسالعملهای نامعقول اجتماعی خودداری کند (سولاف1 و همکاران، 2011). این مهارتها اکتسابی هستند و در زمان تولد ظاهر نمیشوند، بلکه در نتیجهی تعامل با دیگران تکامل مییابند. یکی از این مهارتها، ابراز وجود است. ابراز وجود کارکردی فردی است که به سازگاری در تعامل اجتماعی کمک میکند و کنش ناموفق در آن منجر به اضطراب، افسردگی و اختلالات شخصیت میشود. وجود نیازهای مختلف روانی نوجوانان را وادار میکند که در بسیاری از موقعیتها ابراز وجود کنند و این امر در موقعیتهای مطلوب، از عوامل تسهیل کنندهی سازگاری است و از آسیبهای فردی و اجتماعی جلوگیری میکند (رحیمیان بوگر و همکاران، 1386). نداشتن بهرهی کافی از مهارتهای اجتماعی و رفتارهایی که در آنها نشانهای از ابراز وجود دیده نمیشود مانند کمرویی، گوشهگیری، خجالتی بودن، تسلیمطلبی و ناکارآمدی در تعاملات میانفردی، از یک سو و وجود رفتارهای پرخاشگرانه، انفجاری و واکنشی از سوی دیگر، نوعی اختلال در روابط اجتماعی محسوب میشود، در حالیکه ابراز وجود به گونهای متناسب منجر به سازگاری در تعامل اجتماعی میگردد و به فرد امکان میدهد در احقاق حقوق خود پافشاری کرده و احساسات خود را به روشی مثبت و مؤثر بیان کند (زبدا2 و همکاران، 2007). برنامههای آموزش ابراز وجود به گونهای طراحی شدند، تا رفتارهای قاطعانه و اعتماد به نفس را در افراد افزایش دهد و از اضطراب اجتماعی آنها بکاهند (آگباکورو و استیلا3، 2012). پژوهشهای انجام شده نشان دادهاند، نوجوانانی که از قدرت استدلال و ابراز وجود در حد کافی برخوردار هستند، از سازگاری و سلامت روانی خوبی بهره میبرند (قربان شیرودی و همکاران، 1389). در واقع وجود مشکلات پایدار در ارضای نیازها و ارتباطات اجتماعی آشفته، میتواند منجر به ناسازگاری اجتماعی در افراد و بهخصوص نوجوانان شود، در حالیکه رشد و تقویت ابراز وجود در نوجوانان، از جمله عناصر اساسی و با اهمیت در ایجاد سازگاری، خودپندارهی مثبت و افزایش انگیزهی پیشرفت میباشد. تحقیقات نشان دادهاند که مهارتهای ابراز وجود با بسیاری از مفاهیم بهداشت روان ارتباط دارد، زیرا موجب تقویت اعتماد به نفس در افراد میگردد و احساس شایستگی و تسلط را در آنها افزایش میدهد (تاونآند4، بدون سال؛ ترجمه پرویز نظیری و آرش مولا، 1378: 38). بنابراین با آموزش ابراز وجود میتوان به افراد، به خصوص نوجوانان آموخت که به گونهای مناسب به بیان خواستهها و نظرات خود اقدام کنند و در نتیجهی ابراز آزادانهی تمایل و عقاید خود، به احساس ارزشمندی و رضایتمندی در روابط متقابل دست یابند.
پایاننامهی حاضر از پنج بخش مقدمه، ادبیات تحقیق، روش پژوهش، تجزیه و تحلیل یافتهها و نتیجهگیری تشکیل گشته که به ترتیب شرح داده شده است. لازم به ذکر است که در این پایاننامه واژههای ابراز وجود، جرأتمندی و قاطعیت به یک معنا به کار رفته است.

1-2- بیان مسئله
نوجوانی از حساسترین، مهمترین و حیاتیترین دورههای زندگی انسان به شمار میرود. این دوره در واقع پلی است که فرد را از وابستگی دوران کودکی، به استقلال و مسئولیتپذیری در زندگی میرساند (هارجی، ساندرز و دیکسون،5 2000؛ ترجمهی خشایار بیگی و مهرداد فیروزبخت، 1384: 83). در طی دورهی نوجوانی که از 19-10 سالگی ادامه دارد، روابط با همسالان تعمیق میشود و استقلال در تصمیمگیری رشد میکند. نوجوانی دورهی کاوش، انتخاب و فرآیند تدریجی به سمت خودپنداری منسجم است. در این میان یکی از مشکلاتی که تأثیر بازدارنده بر کارآمدی نوجوانان دارد و از شکلگیری هویت سالم، شکوفایی استعدادها و قوای فکری- عاطفی آنان جلوگیری میکند، مشکل برقراری و حفظ ارتباطات اجتماعی است (مهرابیزاده هنرمند، تقوی و عطاری، 1388). انسان، موجودی اجتماعی است و نیازمند برقراری ارتباط با دیگران میباشد به گونهای که شکوفایی استعدادها و خلاقیتهایش از طریق تعامل بین فردی و ارتباطات اجتماعی شکل گرفته و به فعلیت درمیآید. بنابراین لزوم فراگیری آموزشهای منتهی به ارتقای مهارتهای اجتماعی، امری بااهمیت به شمار میرود. در ابتدا افراد، از سه الگو برای اظهار افکار و احساسات خود استفاده میکنند. این الگوها که توسط رفتارهای فرد مشخص میشود عبارتند از: پرخاشگری، قاطعیت و کمجرأتی. ناتوانی در کنترل یا ابراز هرکدام از این موارد زمینهساز بروز اختلالاتی برای انسان میگردد (کیپر6، 2006). عدم قاطعیت یک مشکل بین فردی است، که در موقعیتهای اجتماعی، تعاملهای شغلی، خانوادگی و جمعی مشخص میشود و زمینهساز مشکلات دیگری از جمله اختلالات روانی میگردد. بسیاری از بزهکاریها و رفتارهای منحرف در نوجوانان به این دلیل به وجود میآید که آنها قدرت نه گفتن در جای مناسب را ندارند و از مهارتهای اجتماعی لازم برخوردار نیستند، بنابراین یکی از اصولی که میتواند مانع از وجود بسیاری از مشکلات اجتماعی گردد، برخورداری از ابراز وجود یا قاطعیت است. ابراز وجود یکی از عناصر مهم در روابط اجتماعی به شمار میرود که هم قابل آموزش و هم قابل تغییر و اصلاح است (رس وگراهام7، 1991؛ ترجمهی علیرضا رضایی و منیجه شهنی ییلاق، 1380: 1). مبحث ابراز وجود، سابقهای طولانی در رفتار درمانی دارد و آموزش آن در واقع، نوعی مداخلهی نظامدار است که به بهبود اثر بخشی شیوهی ارتباطی پرداخته و به افراد آموزش میدهد، احساسات ممنوع خود را به گونهای صحیح ابراز کنند (قربان شیرودی و همکاران، 1389). از نگاهی دیگر، ابراز وجود به عنوان توانایی دفاع از خود و نیز توانایی «نه گفتن» به تقاضاهایی است که فرد نمیخواهد انجام بدهد (گاندوگجی8، 2012).
برخورداری از سبک قاطعانه در مقایسه با سبک پرخاشگرانه یا منفعلانه، باعث به حداقل رسیدن احساس خشم و یا ترس، در ارتباط با دیگران میشود (زبدا و همکاران، 2007). نوجوانانی که ابراز وجود را به عنوان یکی از مؤلفههای ارتباط مؤثر در اختیار دارند میتوانند با بیان مسائلشان راهحلهای بهتری در سایهی ارتباطات خود کشف کنند و از حمایتهای اجتماعی برخوردار شوند.
آموزش ابراز وجود، در شکوفایی استعدادها و رشد خلاقیت دانشآموزان نیز نقش مؤثری را ایفا میکند (رحیمیان بوگر، 1386). تعداد زیادی از پژوهشگران معتقدند که، آموزش مهارتهای اجتماعی مانند ابراز وجود باعث میشود که نوجوانان بتوانند با ابراز نظرهای مختلف، رد کردن خواهش یا دستور همسالان و بیان نظرها و احساسهای مخالف خود به اعتماد به نفس بالایی برسند، آنها همچنین متذکر شدند که نباید نقش مهم این مهارت را در ایجاد روابط سالم عاطفی-اجتماعی از یاد برد (زبدا و همکاران، 2007). لین 9و همکاران (2004) در گزارشی از نتایج آموزش ابراز وجود به دانشجویان اظهار میدارند که آنها با به کارگیری این روشها در تعاملات بین فردی، صمیمیت و خلوص نیت نشان داده و روشهای مؤثرتری در حل تعارضات، کاهش اضطراب و تنشهایی که مربوط به موقعیت اجتماعی است به کار میگیرند.
از آنجاییکه نوجوانی یکی از مراحل مهم تحول انسان به شمار میرود، با عوامل تنیدگیزای فراوانی همراه میباشد. در این دوره به علت تغییرات ساختار اجتماعی و رشد جسمانی، بین بلوغ فیزیولوژیکی و بلوغ اجتماعی، ناهماهنگی ایجاد شده و زمینهساز مشکلات خاصی میگردد. هنگامی که نوجوانان نمیتوانند به طور موفقیتآمیز، بر بحرانها و چالشهای تحولی غلبه کنند، دچار پریشانیهای مختلف روانشناختی میشوند و اختلال قابل ملاحظهای در جریان بهنجار زندگی روزمره و جنبههای عاطفی، اجتماعی و شناختی آنها بروز خواهد کرد که به دنبال آن شخصیت نوجوانان دچار اغتشاش میگردد. از همین رو یکی از موضوعات مورد بررسی در دورهی نوجوانی، سازگاری است (گاربر، کیلی و مارتین10، 2002). سازگاری، فرآیندی دو سویه است. از یک طرف فرد به صورتی مؤثر با اجتماع ارتباط برقرار میکند و از طرف دیگر اجتماع، ابزارهایی تدارک میبیند که فرد از طریق آن تواناییهای بالقوهی خویش را تحقق میبخشد. در این تعامل، فرد و اجتماع دستخوش تغییر و تحول شده و سازش نسبتا پایدار به وجود میآید (پنجهبند، تیموری و شکرایی، 1386). سازگاری دارای ابعاد اجتماعی، عاطفی، جسمانی و اخلاقی است که در رأس همهی آنها سازگاری اجتماعی قرار دارد. به طوریکه این سازگاری پیش درآمد رسیدن به سازگاری اخلاقی و عاطفی نیز تلقی میشود. سازگاری اجتماعی دانشآموزان که یکی از مهمترین نشانههای سلامت روان آنها محسوب میشود، عبارت است از توان فرد برای برقراری ارتباط سالم با دیگران و اینکه فرد، ضمن توجه به احساسات و نیازهای خود هیچ گونه آسیبی به خود و دیگران وارد نکند و این امر در نتیجهی برخورداری از مهارتهای اجتماعی است. بنابراین میتوان گفت در طی دورهی نوجوانی، نیاز به تعادل هیجانی- عاطفی و سازگاری از مهارتهای اجتماعی مورد نیاز دانشآموزان متوسطه، به شمار میرود (اوا، فیندلر و راندلف11، 1986: 42). یکی از مهمترین و اساسیترین مهارتهای اجتماعی که در برقراری، حفظ و انسجام روابط بین فردی اهمیت دارد ابراز وجود است که از جمله متغیرهای تأثیرگذار بر سازگاری اجتماعی دانشآموزان نیز محسوب میشود. زیرا آموزش ابراز وجود، یکی از روشهایی است که میتواند به افراد کمک کند، مهارتهای مورد نیاز در تعاملات اجتماعی را یاد بگیرند و بتوانند احساسات و تمایلات خود را، با در نظر گرفتن احساسات و خواستههای دیگران بیان کند (دریر12 و همکاران، 2005). پژوهشهایی که در رابطه با ابراز وجود صورت گرفته، نشان دادند که ابراز وجود، یک مداخلهی اولیه و اصلی برای سازگاری با دنیای جدید و محیط ناپایدار و پرهرج و مرج امروزی است. بنابراین شناخت فواید، اثرات روانی – اجتماعی و عوامل بازدارندهی ابراز وجود، جهت رسیدن به قدرت سازگاری نقش به سزایی دارد.
یکی از تغییرات تجربه شده در دورهی نوجوانی، تغییر در خودپنداره میباشد (بالدوین و هافمن13، 2002). باورهایی که فرد درباره خودش فراهم میآورد، اصطلاحا خودپنداره نامیده میشود (بدار، دزیل و لامارش14، 2006؛ ترجمهی حمزه گنجی، 1392: 53). خودپنداره یکی از مهمترین عوامل برای سلامت فردی میباشد و به در واقع بسیاری از مشکلات رفتاری با این متغیر مرتبط میباشد (آگوستو15 و همکاران، 2009). بدون شک، اساسیترین کلید شخصیت و رفتار انسان تصویری است که فرد در ذهن خود از خویشتن دارد. در واقع میتوان گفت تصویری که انسان از خود دارد، استعدادهای او را در زمینههای گوناگون رقم میزند. لذا هرچه نگرش بهتری از خود داشته باشد، مؤثرتر و خلاقتر خواهد بود. واکنشهای دیگران، مشاهدهی رفتارهای خود، مقایسهی خود با اشخاصی که به ما شباهت دارند و در محیط ما زندگی میکنند، از جمله منابع تشکیلدهندهی خودپنداره به شمار میروند. خودپنداره در واقع، به عنوان سیستم سازماندهندهی ادراکات و تجربیات هر فرد است و برخورداری از خودپندارهی مثبت عامل اساسی سازگاری عاطفی- اجتماعی، احساس خود ارزشمندی و توانایی در مقابله با چالشهای زندگی است (جینگ،16 2007). در آموزش ابراز وجود، تصویر ذهنی فرد از خویشتن که شامل احساسات در مورد خود و عملکردهای خود است، بهبود مییابد. بنابراین ابراز وجود با خودپنداره و حرمت خود ارتباط نزدیک دارد و به ایجاد حس خودباوری در روابط بین فردی کمک میکند. افرادیکه از توانایی جرأتورزی برخوردار هستند، نه تنها در مواجهه با مشکلات و عوامل تنشزا رویارویی بهتری دارند، بلکه از جهت رفتار موفقیتآمیز در برخورد با این عوامل ارزیابی شناختی مثبتی از خود داشته و به تبع آن هیجانها و عواطف خوشایندی را تجربه خواهند کرد (ابوترابی کاشانی و بیات، 172010). دانشآموزان با به کارگیری مهارتهای ابراز وجود، مانند انتقاد سازنده و بروز احساسات مثبت و منفی میتوانند بر محیط کنترل داشته باشند و خود را به صورت فعالانه دخل و تصرف نمایند. بنابراین آنها با استفاده از رفتار ابرازمند و دوری از رفتارهای پرخاشگرانه و منفعلانه خود را خوب ارزیابی کرده و بدین صورت، احتمال ایجاد خودپندارهی مثبت را در خویش بالا میبرند. خودپندارهی مثبت نشان دهندهی این است که فرد خودش را در مقام شخصی، با نقاط قوت و ضعف میپذیرد و این امر موجب اعتماد به نفس او در روابط اجتماعی میشود (بونگ و اسکالویک18، 2003). پس میتوان گفت، بین خصوصیات افراد با خودپندارهی بالا و برخورداری از ویژگیهای ابراز وجود رابطه وجود دارد (ناتویگ، آلبرکسن و کیوانسترام19، 2003). دفاع از حقوق شخصی خود، توانایی نه گفتن، شروع کردن، خاتمه دادن و چگونگی حل مشکلات خاص اجتماعی، تحمل فشارها و احساس آزادی و تشخیص در انتخاب کردن، به دست آوردن پذیرش و اعتماد دیگران و دوری از طرد شدن اجتماعی از خصوصیات مشترک افراد دارای خودپندارهی مثبت و دارای ابراز وجود است (دلوتی20، 1981). بنابراین میتوان گفت، رفتار جرأتورزانه با خودپندارهی مثبت، عزت نفس، تسلط، خودبسندگی و اعتماد به نفس همگرایی و همبستگی دارد (محامد، 1378: 32). بنابر آنچه ذکر گردید، آموزش ابراز وجود رویکردی رفتاری است که حمایت وسیعی به دست آورده و به خصوص برای افرادیکه دارای مشکلات بین فردی هستند، ارزشمند است. این آموزش اغلب در فضایی گروهی، به کار برده میشود و تأکید دارد به افراد بیاموزد، بدون اینکه حقوق دیگران را زیر پا بگذارند از حق خود دفاع کنند. افرادیکه یاد گرفتند خود را ابراز کنند، معمولا در مورد خودشان احساس خوبی دارند و تشخیص دادند که روی پای خود ایستادهاند، بدون اینکه دیگران را مورد تحقیر و انتقاد قرار دهند، در نتیجه عزت نفس آنها افزایش مییابد.پس میتوان گفت آموزش جرأت ورزی علاوه بر اینکه بر روابط بین فردی نقش گستردهای دارد. رفتارهایی از قبیل استقلال، اعتماد به نفس و خودآگاهی را در فرد تقویت میکند (یعقوبی، 1377: 23).
انگیزه، قلب یادگیری و مهمترین شرط یادگیری است. همچنین مایهی جنبش انسان و عامل آغاز کننده، راهنما و نگهدارندهی رفتار، تا زمان دستیابی به هدف مطلوب نیز میباشد. یکی از متغیرهای تأثیرگذار بر انگیزهی دانشآموزان انگیزهی پیشرفت است که عبارت است از، گرایش کلی به تلاش کردن برای موفقیت و انتخاب فعالیتهای موفقیت/ شکست هدفگرا است (اسلاوین21، 2006؛ ترجمهی یحیی سیدمحمدی، 1385: 373). از دیدگاه نوتا و سریسا 22(2003) این آموزش در مورد دانشآموزان نامصمم و ناتوان در تصمیمگیری تحصیلی نیز موثر است. زیرا ابراز وجود کردن، توانایی دانشآموزان را برای جمعآوری اطلاعات مهم به منظور تصمیمگیری بهبود میبخشد و تمایل آنها را برای کسب اهداف حرفهای نیرومند میسازد.
با توجه به آنچه ذکر شد، میتوان گفت، دانشآموزانی که در ابراز عقاید خود دچار مشکل هستند، در بسیاری از مواقع دچار سرخوردگی و شکست میشوند و این مسئله باعث کاهش عزت نفس آنها و افزایش روز افزون اضطراب برای حضور در محیطهای اجتماعی میگردد، علاوه بر این عدم برخورداری از توانایی ابراز وجود به طور معمول باعث افت تحصیلی و ایجاد چرخهی نادرستی از رفتارها و عواطف نابهنجار میشود. بنابراین با آموزش به موقع مهارتهایی، مانند ابراز وجود در سنین نوجوانی میتوان نوجوانان را تا میزان قابل ملاحظهای در مقابل اینگونه چرخههای نامعقول رفتاری و عاطفی ایمن ساخت.

1-3- اهمیت و ضرورت پژوهش
در عصر حاضر اغلب پدر، مادرها الگوی تربیتی جرأتمندی را به فرزندان خود آموزش نمیدهند. بنابراین تعداد زیادی از دانشآموزان، با مشکل اضطراب و عدم ابراز وجود روبرو هستند و یا توانایی لازم را برای نشان دادن خود در کلاس درس ندارند و اغلب سکوت اختیار میکنند. بسیاری از معلمان، مدیران و مشاوران در مدارس با دانش آموزانی روبرو میشوند که رفتاری منفعلانه داشته و نمیتوانند از خود دفاع کنند. متأسفانه این دانشآموزان به اشتباه، از سوی معلمان به عنوان افراد مؤدب و منضبط در نظر گرفته میشوند و همین امر به اضطراب و عدم ابراز وجود در آنها دامن میزند (حسینی بیرجندی، 1382: 89). این دانش آموزان در واقع افرادی هستند که خود، احساسات و خواستههایشان را در بسیاری از مواقع نادیده میگیرند و دیگران معمولا آنها را کمرو و فاقد اطمینان به خود میدانند. از طرف دیگر، ابراز وجود به صورت طبیعی برای همه اتفاق نمیافتد زیرا افراد ساختارهای منفعلانه را از قبل آموختهاند، بنابراین لازم است با آموزش رفتارهای مبتنی بر ابراز وجود، رفتارهای منفعل را یادزدایی نمود (رنجبرکهن و سجادینژاد، 1389). رفتار توأم با ابراز وجود، در موقعیتهای اجتماعی و تحصیلی افراد از اهمیت بهسزایی برخوردار است و یادگیری این مهارت، منجر به احساس توانمندی، اعتماد به نفس بیشتر، کاهش استرس و پیشگیری از آسیبهایی مانند اعتیاد، مصرف سیگار، انحرافات و سوء استفادههای جنسی در نوجوانان میشود. آموزش قاطعیت در سنین نوجوانی علاوه بر کاهش احساس ناتوانی و سر درگمی، روشهای حل مشکلات، برطرف کردن تعارضات، روشهای تصمیمگیری و رفتارهای توأم با قاطعیت را در نوجوانان توسعه میدهد (ترودو23 و همکاران، 2003). یکی دیگر از مسائلی که در این پژوهش مورد توجه قرار گرفته سازگاری اجتماعی است. تغییرات گستردهای که در تمامی جنبههای زندگی نوجوان رخ میدهد، مرحلهای بحرانی را ایجاد میکند که طبعا مشکلات و ناسازگاریهایی را به همراه خواهد داشت. نوجوانان با مشکلاتی در زمینهی سازگاری در روابط بین فردی، بلوغ و زمینههای تحصیلی مواجه میشوند که در این صورت ایجاد شایستگیهای لازم در آنها برای مقابلهی مؤثر و کارآمد با چالشهای حال و آینده ضروری به نظر میرسد. سازگاری اجتماعی در نوجوانان به عنوان مهمترین نشانهی سلامت روان است. علاوه بر این از یک طرف، رشد اجتماعی مهمترین جنبهی رشد وجود هر شخصی است و از طرف دیگر معیار اندازهگیری رشد اجتماعی هرکس سازگاری او با دیگران است. نوجوانان در صورت موفق شدن در برقراری ارتباط با دیگران، مورد پذیرش اجتماعی قرار میگیرند و زمینهی سازگاری آنها فراهم میشود. بنابراین لازم است خلق و خو و سازگاری اجتماعی نوجوانان با دیگران توسط مربیان و والدین مورد توجه قرار گیرد (رشیدزاده، فتحیآذر و هاشمی، 1390).
پژوهشها نشان میدهند اگر دانشآموزان درک درستی از خود داشته باشند، بیشتر از فرآیندهای یادگیری خودتنظیمی استفاده میکنند و عملکرد تحصیلیشان بهبود خواهد یافت. به طور کلی خودپنداره با موفقیت تحصیلی ارتباط دارد نتایج پژوهشها نشان میدهد دانشآموزانی که از خودپندارهی مثبت برخوردار هستند دربارهی خود و تواناییهایشان احساس بهتری دارند در نتیجه در تکالیف آموزشگاهی بهتر عمل میکنند (طالبزاده نوبریان و همکاران، 1390). از این رو لازم است خودپنداره به گونهای عمیقتر و گستردهتر مورد توجه قرار گیرد
مسئلهی موفقیت یا عدم موفقیت در امر تحصیل از دغدغههای اصلی نظام آموزشی است و موفقیت و پیشرفت تحصیلی در هر جامعه نشاندهندهی کارآمدی این نظام در زمینهی هدفیابی و توجه به رفع نیازهای فردی است. بنابراین یکی دیگر از مواردی که در اینجا باید مورد توجه قرار گیرد انگیزهی پیشرفت است. این انگیزه باعث تحرک، پویایی و برنامهریزی صحیح در دانشآموزان میشود و از این طریق میتواند بر موفقیت تحصیلی آنها اثر بگذارد. در واقع شرط مهم برای رشد و شکوفایی هر جامعهای وجود افراد آگاه، کارآمد و خلاق است و پرورش و تقویت انگیزهی پیشرفت سبب ایجاد انرژی و جهتدهی مناسب رفتار، علایق و نیازهای افراد در راستای اهداف ارزشمند و معین میباشد (وست و سادوسکی24، 2011). در آخر نیز باید به این نکته توجه کرد که دانشآموزان و نوجوانان سرمایههای آینده جامعه محسوب میشوند، نقش بی بدیل این قشر در روند رشد، توسعه و تعالی کشور بر هیچ کس پوشیده نیست، لذا هرگونه سرمایه گذاری برای این گروه سنی در جهت رشد و شکوفایی به عنوان پشتوانهای اساسی ضروری است.
1-4- اهداف تحقیق (هدف کلی، اهداف جزئی)
1-4-1- هدف کلی
هدف پژوهش حاضر، آن بود که به بررسی اثربخشی آموزش ابراز وجود بر سازگاری اجتماعی، خودپنداره و انگیزهی پیشرفت دانشآموزان اول و دوم دبیرستان یزد در سال تحصیلی 1392-1391 بپردازد، تا بتواند بستری مناسب جهت افزایش دانش موجود فراهم سازد. در همین راستا این پژوهش تلاش کرده است تا با آموزش ابراز وجود به عنوان یک مهارت و کفایت در ارتباطات میان فردی، اطلاعات، باورها، جرأتورزی، عزتنفس و سلامت روانی دانشآموزان را افزایش دهد و اطلاعاتی جهت استفادهی روانشناسان و مشاوران تربیتی فراهم آورد.

1-4-2- اهداف جزئی
– تعیین تفاوت بین سازگاری اجتماعی گروه کنترل و آزمایش در پیشآزمون و پسآزمون
– تعیین تفاوت بین خودپندارهی گروه کنترل و آزمایش در پیشآزمون و پسآزمون
– تعیین تفاوت بین انگیزهی پیشرفت گروه کنترل و آزمایش در پیشآزمون و پسآزمون
– تعیین تفاوت بین ناراحتی از ابراز وجود دانشآموزان گروه کنترل و آزمایش در پیشآزمون و پسآزمون
– تعیین اثر بخشی آموزش ابراز وجود بر سازگاری اجتماعی دانشآموزان
– تعیین اثر بخشی آموزش ابراز وجود بر خودپندارهی دانشآموزان
– تعیین اثر بخشی آموزش ابراز وجود بر انگیزهی پیشرفت دانشآموزان.
– تعیین اثر بخشی آموزش ابراز وجود بر کاهش ناراحتی از ابراز وجود دانشآموزان.
1-5- فرضیات پژوهش
1- بین سازگاری اجتماعی گروه کنترل و آزمایش در پیشآزمون، پسآزمون تفاوت معناداری وجود دارد.
2- بین خودپندارهی گروه کنترل و آزمایش در پیشآزمون، پسآزمون تفاوت معناداری وجود دارد.
3- بین انگیزهی پیشرفت گروه کنترل و آزمایش در پیشآزمون پسآزمون تفاوت معناداری وجود دارد.
4- آموزش ابراز وجود باعث افزایش سازگاری اجتماعی میشود.
5- آموزش ابراز وجود باعث افزایش خودپنداره میشود.
6- آموزش ابراز وجود باعث افزایش انگیزهی پیشرفت میشود.
7- آموزش ابراز وجود باعث کاهش ناراحتی از ابراز وجود میشود.
1-6- متغیرهای اساسی پژوهش
متغیر مستقل: آموزش ابراز وجود
متغیر وابسته: سازگاری اجتماعی، خودپنداره و انگیزهی پیشرفت
متغیر کنترل: جنسیت (دختر)، مقطع تحصیلی (متوسطه)، شهر محل سکونت (یزد)
متغیر مزاحم احتمالی اثرگذار: فرهنگ، طبقهی اجتماعی-اقتصادی
1-7- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها
1-7-1- ابراز وجود
تعریف مفهومی: ابراز وجود، به توانایی فرد در بیان و دفاع از عقاید، احساسات و علایق خود به نحوی شایسته و بدون اضطراب، اطلاق میشود. به عبارتی دیگر ابراز وجود به معنی توانایی دفاع از خود و توانایی نه گفتن به تقاضاهایی که فرد نمیخواهد انجام بدهد گفته میشود (مخیجا و سینگ25، 2010).
تعریف عملیاتی: منظور از ابراز وجود، نمرهای است که فرد با پاسخگویی به پرسشنامهی ابراز وجود گمبریل و ریچی26(1975) بهدست میآورد.
1-7-2- سازگاری اجتماعی
تعریف مفهومی: سازگاری اجتماعی عبارت است از، توانایی ایجاد ارتباط متقابل با دیگران به روشی که در عرف جامعه قابل قبول و ارزشمند باشد. سازگاری اجتماعی در واقع جریانی است که بهوسیلهی آن روابط میان افراد و گروهها به گونهای برقرار شود که رضایت متقابل آنها را بهدست آورد (آداوی27، 2009).
تعریف عملیاتی: منظور از سازگاری اجتماعی، نمرهای است که فرد در پرسشنامهی سازگاری دانشآموزان دبیرستانی (1993) بهدست میآورد.

1-7-3- خودپنداره
تعریف مفهومی: خودپنداره، عاملی بالقوه در فرد است که در برگیرندهی دستهای از احساسات، اندیشهها و باورهایی است که در مورد آن آگاهی داریم. خودپنداره شامل تلقی و تصوری است که فرد، نسبت به خود و اطرافیانش دارد (وانگارپ28، 2001).
تعریف عملیاتی: منظور از خودپنداره، نمرهای است که فرد در آزمون خودپندارهی ساراسوت29(1981) بهدست میآورد.
1-7-4- انگیزهی پیشرفت
تعریف مفهومی: انگیزهی پیشرفت عبارت است از سائقی برای پیشی گرفتن از دیگران، دستیابی به پیشرفت با توجه به ملاکهای شخص و تلاش برای کسب موفقیت (اسیوند، حسینپور و کنگرانی فراهانی، 1391).
تعریف عملیاتی: منظور از انگیزهی پیشرفت، نمرهای است که فرد در آزمون انگیزهی پسشرفت هرمنس30 (1970) کسب میکند.

فصل دوم
ادبیات پژوهش

2-1- مقدمه
بررسی پیشینهی تحقیق معمولا نقدی از دانش موجود دربارهی موضوع پژوهش است. بررسی پیشینهی تحقیق، اگر به درستی صورت گیرد به بیان مسئله کمک میکند و یافتههای تحقیق را به پژوهشهای تحقیق متصل میسازد (سرمد، بازرگان و حجازی 1380: 55). با بررسی پیشینهی تحقیق میتوان از روشهای مورد استفاده در تحقیقات قبلی از جمله اندازهگیری، روش نمونهگیری و امثال آن، آگاه شد و به نقاط قوت و ضعف آنها پی برد. بر این اساس پژوهشگر میتواند طرح تحقیق مناسب را برای موضوع مورد نظر، انتخاب کند و نارساییهای احتمالی مشهود در تحقیقات قبلی را منظور داشته، در تدوین و اجرای تحقیق خود آن را برطرف کند. علاوه بر این، نقد پژوهشهای قبلی جنبههایی از مسئلهی تحقیق را آشکار میکند که پژوهشگر در تحلیل نهایی دادهها میتواند آنها را مورد نظر قرار داده و دادههای خود را در مقایسه با آنها تحلیل کند (سرمد، بازرگان و حجازی، 1390: 56).
در این قسمت، ابتدا گسترهی نظری و نظریات مرتبط با هرکدام از متغیرهای اصلی پژوهش که عبارتند از ابراز وجود، سازگاری اجتماعی، خودپنداره و انگیزهی پیشرفت، به صورت مجزا مطرح میشود و در قسمت دوم به بیان پژوهشهایی که در این حوزه در خارج و داخل کشور انجام شده، میپردازیم.

2-2- پیشینهی نظری
2-2-1- مهارتهای اجتماعی
از آنجاییکه رشد و تحول اجتماعی در سایهی سازگاری، برقراری ارتباط مطلوب با دیگران و اجتماعی شدن میسر است، یکی از اهداف مهم نظام رسمی آموزش و پرورش کشور، اجتماعی کردن صحیح کودکان و نوجوانان است. مدرسه، اولین جایگاه رسمی تجربهی اجتماعی شدن کودکان است و در این زمینه نقش تعیینکننده دارد. بنابراین هرگونه تلاش در خصوص ایجاد و پرورش مهارتهای اجتماعی چه در برنامهی رسمی و چه در فعالیتهای فوق برنامه نمیتواند بدون ملاحظهی روند رشد اجتماعی دانشآموزان باشد، به ویژه آنکه سالهای حساس رشد اجتماعی مقارن با سنین مدرسه اعم از دورهی دبستان، راهنمایی و دبیرستان است. مهارتهای اجتماعی یکی از عناصر اجتماعی شدن افراد در کلیهی فرهنگها و جوامع است. از دههی (1970) مبحث مهارتهای اجتماعی و اقدامات مربوط به آن یکی از فعالترین عرصههای بخش تحقیقات روانشناسی رفتاری بوده است. در سال (1991) راکز31 آموزش مهارتهای اجتماعی را یک مرحلهی اصلی برای سازگاری افراد با دنیای جدید معرفی کرد. در حالیکه در سال (1996) میلادی سازمان بهداشت جهانی به منظور پیشگیری و افزایش سطح بهداشت روانی افراد و جامعه، رویکرد مهارتهای اجتماعی را به عنوان زیر مجموعهی مهارتهای زندگی تدوین کرده است (کارتلج و میلبرن32، 1925؛ ترجمهی حسین نظرینژاد، 1385). هدف از این رویکرد افزایش تواناییهای روانی- اجتماعی کودکان و نوجوانان بود، برای اینکه آنها بتوانند با مقتضیات و مسائل و دشواریهای زندگی، سازگارانه برخورد کنند. اصطلاح مهارتهای زندگی، به گروه بزرگی از مهارتهای روانی، اجتماعی و بین فردی گفته میشود که میتواند به افراد کمک کند مهارتهای مقابلهای و مدیریت شخصی خود را گسترش دهند، به گونهای مؤثر ارتباط برقرار کنند و تصمیمات خود را با آگاهی اتخاذ نمایند (بیرامی و مرادی، 1385). گرشام، وان و کوک33 (2006) بیان کردند، مهارت اجتماعی عبارت است از رفتارهای انطباقی فراگرفته شده که فرد را قادر میسازد واکنشهای مثبت نشان دهد، با افراد روابط متقابل داشته باشد و از رفتارهایی که پیامد منفی دارند، اجتناب ورزد. هارجی، ساندرز و دیکسون (2000) مهارتهای اجتماعی را مجموعهای از رفتارهای هدفمند، به هم مرتبط و متناسب با وضعیت میدانند که آموختنی بوده و تحت کنترل فرد میباشد. یونیسف34 (2000) در آخرین طبقهبندی از مهارتهای زندگی، سه طبقه کلی همراه با زیر طبقات آن را به شرح زیر بیان ارائه کرده است:
1) روابط میان فردی که شامل، مهارتهای مذاکره و نه گفتن، همدلی، مشارکت و کار گروهی و مهارتهای ارتباطی است.
2) مهارتهای تصمیمگیری و تفکر انتقادی که شامل مهارتهای حل مشکل، بررسی افکار و عقاید خود و دیگران، سوال کردن، تحلیل کردن، تفسیر و معنا دادن است.
3) مهارتهای مقابله و مدیریت شخصی که شامل مهارتهایی برای افزایش منبع کنترل، مهارتهای مدیریت احساسات و مهارت مدیریت استرس است (هارجی، ساندرز و دیکسون، 2000؛ ترجمهی مهرداد فیروزبخت و خشایار بیگی، 1384: 102).
فاتحی زاده، نصر اصفهانی و فتحی (1384) بعد از انجام مطالعات وسیع، جستجو در شبکههای اطلاع رسانی و گردآوری یافتهها از منابع داخلی و خارجی، اعم از کتاب، پایاننامه و مقاله، چک لیستی از نه گروه مهارتهای اجتماعی را به شرح زیر تهیه کردند:
1) مهارتهای ارتباطی با هشت زیر گروه شامل: مهارتهای کلامی، غیرکلامی، مهارتهای اولیه در برقراری ارتباط، برقراری دوستی، ارتباط با غریبهها، ارتباط با جنس مخالف و مهارتهای گسترش تعاملات اجتماعی.
2) مهارتهای خودگردانی با چهار زیر گروه شامل: مهارتهای مراقبت از خود، هویتیابی، خود گردانی و ادارهی امور مالی خویش.
3) مهارتهای جرأتورزی با ده زیر گروه شامل: مهارتهای مربوط به توانایی نه گفتن، بیان نیازهای خود، شناسایی حقوق خود و دیگران، بیان خشم، انتقاد کردن، انتقاد پذیری، بیان احساسات و عقاید خود به گونهای متناسب، تعریف و قدردانی از دیگران و خود ارزیابی مثبت.
4) مهارتهای مربوط به پرورش حس همکاری، مسئولیت پذیری و نوعدوستی با سه زیر گروه شامل: مهارتهای مربوط به همکاری در مدرسه، همکاری در منزل و اجتماع.
5) مهارتهای مربوط به درک اجتماعی و شناسایی ارزشهای جامعه.
6) مهارتهای مربوط به آشنایی با قوانین اجتماعی و استفاده از سرویسهای اجتماعی.
7) مهارتهای شغل یابی و حفظ شغل.
8) مهارتهای پر کردن اوقات فراغت.
9) مهارتهای مقابلهای با هشت زیر گروه شامل: مهارتهای مربوط به جلب حمایت دیگران، ورزش و تمرینهای آرمیدگی، تلاش در جهت استقلال مادی و معنوی، تعدیل احساسات، آشنایی با روش حل مسئله، اصلاح تفکرات و شناختهای غلط، مواجهه با تنیدگی و برنامهریزی صحیح.
کارتلج و میلبرن35 (1978)، ضمن تأکید بر اهمیت آموزش مهارتهای اجتماعی به مراحل زیر در آموزش مهارتها اشاره میکنند:
1) انتخاب مهارتهای اجتماعی
2) ارزیابی و سنجش مهارتهای اجتماعی
3) طراحی فرآیند آموزش
4) نگهداری و تعمیم مهارتهای اجتماعی (کارتلج و میلبرن، 1925؛ ترجمهی حسین نظری نژاد، 1385: 86).
آموزش مهارتهای اجتماعی، تکنیکی است که از طریق آن افراد میآموزند چگونه آرام باشند و در موقعیتهای مختلف، به طور مناسب و خوشایند ارتباط برقرار سازند. آموزش اینگونه مهارتها بخشی از برنامههای تعدیل رفتار است و به منظور اصلاح رفتارهای ناسازگار و نادرست به کار گرفته میشود (خلعتبری و همکاران، 1389). هدف از آموزش مهارتهای اجتماعی افزایش تواناییهای روانی، اجتماعی و در نهایت پیشگیری از ایجاد رفتارهای آسیبزا و ارتقای سلامت روان است. انتظار میرود که هر فرد پس از دریافت آموزش مهارتهای اجتماعی، به تواناییهایی از جمله کسب خودآگاهی، عزت نفس، برقراری ارتباط با دیگران، توانایی همکاری، توانایی کنار آمدن با احساسات و فشارهای روحی و توانایی ابراز آرزوها و امیدها، دست یابد. برخی از پژوهشگران، بررسیهای خود را بر حوزهی مهارتهای اجتماعی متمرکز کردهاند. به نظر میرسد آموزش این مهارتها در ایجاد و افزایش توانمندیهایی مانند تصمیمگیری، ایجاد انگیزه در خود، پذیرش مسئولیت، ارتباط مثبت با دیگران، ایجاد عزت نفس، حل مشکل، خودنظمدهی و خودکفایتی دانشآموزان مؤثر باشد. کودکانی که مهارتهای اجتماعی کافی کسب کردهاند در ایجاد رابطه با همسالان و یادگیری در محیط آموزشی، موفقتر از کودکانی هستند که فاقد این مهارت میباشند. در حال حاضر بسیاری از محققان اتفاق نظر دارند که مهارتهای اجتماعی آموختنی هستند. زیرا کودکانی که در محیطهای نامناسب بزرگ شدهاند از لحاظ اجتماعی ناسازگارتر و در مواجهه با مسائل و مشکلات پرخاشگرانهتر هستند (ون، البام و بردمن36، 2001).
2-2-2- ابراز وجود
2-2-2-1- ماهیت و تاریخچهی ابراز وجود
در عصر کنونی دو تغییر عمدهی فرهنگی در جوامع مختلف به وجود آمده است، یکی اینکه ارتباطات شخصی نسبت به گذشته ارزش بیشتری یافته و به صورت یک منبع اصلی خودارزشمندی و از رضایت از زندگی در آمده است و دیگر آنکه دامنهی رفتار قابل قبول اجتماعی به صورت قابل توجهی گسترش یافته است. در چهارچوب این زمینهی فرهنگی، علاقه به جرأتآموزی و ابراز وجود برخی از نیازهای فرهنگی قوی و فراگیر را ارضاء میکند و دو هدف عمده دارد، یکی کاهش اضطراب اجتماعی و دیگری کسب مهارتهای اجتماعی (آلبرتی و ایمونز37، 2002؛ ترجمهی مهدی قراچهداغی، 1389: 7).
ابراز وجود دارای یک طیف رفتاری است، که در انتهای طیف تسلیم، در انتهای دیگر آن ویژگیهای پرخاشگری و در میانهی طیف نیز همکاری و مقاومت قرار دارد (آزایس38 و همکاران، 1999). خود ابرازی یا ابراز وجود، یعنی ما همان فردی که هستیم، باشیم. ابراز وجود کردن از اضطراب احتمالی برخورد با دیگران میکاهد. بررسیهای به عمل آمده نشان میدهد وقتی روی پای خود بایستیم، ابراز وجود کنیم و به ابتکار خویش کاری صورت دهیم، بدون توجه به اینکه در حال حاضر در چه موقعیتی هستیم از شدت استرس خود میکاهیم و احساس ارزشمندی بیشتری میکنیم (آلبرتی و ایمونز، 2002؛ ترجمهی مهدی قراچهداغی، 1389: 8).
ابراز وجود، يكي از سبكهاي ارتباطي خوب براي برقراري روابط با افراد چه در محيط خانه و چه در خارج از آن است. اکثر مطالعات تأیید کردند، افراد داراي قاطعيت بيشتر، از اعتماد به نفس بالاتري برخوردار هستند (محمود، کلالده و رحمان39، 2013).
2-2-2-2- انواع ابراز وجود
آلبرتی و ایمونز، ابراز وجود را به شرح زیر تقسیم کردهاند:
1) رد قاطعانه: در این شیوه، فرد به گونهای که اجتماع پسند باشد درخواستهای تحمیلی دیگران را رد میکند.
2) بیان قاطعانه: در این شیوه، فرد توانایی بیان احساسات مثبت مانند قدردانی از دیگران، ابراز محبت و علاقه و بیان تمجید و ستایش از دیگران را دارد.
3) درخواست قاطعانه: در این شیوه، فرد توانایی بیان و مطرح کردن درخواستهایی را از دیگران، به منظور تأمین نیازهای فردی و یا رسیدن به اهداف خود دارد (آلبرتی و ایمونز، 2002؛ ترجمهی مهدی قراچهداغی، 1389: 24).
2-2-2-3- تعاریف ابراز وجود
توانایی ابراز وجود که یکی از جنبههای روابط اجتماعی است، از ارتباطات و وابستگیهای مشکلدار جلوگیری میکند (آلبرتی و ایمونز، 2001). بر اساس تعریف اسکین (2003)40 ابراز وجود به عنوان شکلی از ارتباط است که از حقوق فرد بدون اینکه به دیگران آسیب برساند، حفاظت میکند. به اعتقاد تعدادی از پژوهشگران، مفهوم ابراز وجود به معنای اطمینان به خود، نشان دادن رفتار بیپروا و پر تکاپو، عملکردن به گونهای اثربخش و خود را به شیوهی مؤثر، نشان دادن است (کرم، هرنزیک و تاتار41، 2012).
ابراز وجود کردن، برابری میان انسانها را افزایش میدهد، به ما امکان میدهد، تا به سود خود اقدامی صورت دهیم و بدون اضطراب بیدلیل روی پای خود بایستیم و احساسات خود را صادقانه و با خیالی راحت ابراز کنیم. همچنین به ما کمک میکند که بدون ضایع کردن حقوق دیگران، حقوق خود را بدست آوریم. «به سود خود رفتار کردن» یعنی آنکه بتوانیم با توجه به منافع خود دربارهی شغل، روابط اجتماعی، سبک زندگی و برنامههای زمانی خود تصمیم بگیریم، ابتکار گشودن شروع گفت و گو را داشته باشیم، فعالیتهای خود را سازماندهی کنیم، به قضاوت خود اعتماد داشته باشیم، هدفهایی برای خود در نظر بگیریم و برای رسیدن به آنها تلاش کنیم، از دیگران کمک بگیریم و در امور اجتماعی مشارکت چشمگیر داشته باشیم. «روی پای خود بایستیم» بدین معناست که در زمان مناسب جواب نه بدهیم، محدودیتهایی برای زمان و نیروی خود درنظر بگیریم، نسبت به خشم دیگران، انتقادات و تحقیرهای آنان واکنش نشان داده و در صورت نیاز، ابراز عقیده کنیم یا از دیدگاه مطرح شده دفاع کرده و نظر دهیم. «ابراز صادقانه و راحت احساسات» یعنی آنکه بتوانیم در صورت لزوم، بدون اضطراب شدید با عقیدهای مخالفت کنیم، عصبانی شویم، محبت کنیم، به ترس و اضطراب خود اذعان نماییم و از عقیدهای حمایت یا جانبداری کنیم. «حقوق خود را مطالبه کردن» یعنی آنکه خود را شهروندی شایسته بدانیم و بتوانیم به عضویت یک سازمان، انجمن فرهنگی و یا گروهی که به منظوری خاص متشکل شده است، درآییم. همچنین بتوانیم، برای تغییر شرایطی که مخالف خواستهی ماست، فعالیت نماییم و در برابر هرگونه تخطی به حقوق خود بایستیم و از منافع خود، دفاع کنیم. «انکار نکردن حقوق دیگران» یعنی اینکه بدون انتقاد غیرمنصفانه، آسیب رساندن، سلطهجویی و ناسزاگویی به دیگران، به ابراز احساسات خود بپردازیم. با این حساب ابراز وجود کردن، تأیید خویشتن به شکلی مثبت است که در عین حال برای سایر کسانی که در زندگی ما وجود دارند، ارزش قائل است. برخورداری از توانایی قاطعیت، به رضایت شخصی ما در زندگی کمک میکند و همچنین برابری روابط ما را با دیگران مدنظر قرار میدهد. بررسیهای به عمل آمده، نشان داده است، اشخاصی که ابراز وجود میکنند، به عزت نفس بالاتری دست یافتهاند، بر افسردگی خود غلبه کردهاند، به هدفهای بیشتری در زندگی خود دست یافتهاند، به درک شخصی بیشتری نائل آمدهاند و در موقعیتی قرار گرفتهاند که با دیگران ارتباطی مؤثرتر داشته باشند (آلبرتی و ایمونز، 2002؛ ترجمهی مهدی قراچهداغی، 1389: 12-8).
نتایج تحقیقات افرادی مانند لازاروس42 (1971)، آلبرتی و ایمونز (1974) نشان میدهد، تعداد زیادی از ناراحتیها مانند سردرد، خستگی عمومی، اختلالات گوارش، تحریکات پوستی و تنگی نفس ممکن است، ناشی از ناتوانی در ابراز وجود کردن باشد. آموزش ابراز وجود میتواند با بهبود خودآگاهی، افزایش اعتماد به نفس و مهارتهای اجتماعی به افرادیکه دارای اختلالات روانی هستند، کمک کند (هو، سول و لن43، 2004). کرم، هرنشک و تاتار (2012) آموزش جرأتورزی را تکنیکی میدانند که از طریق آن، افراد میآموزند، چگونه آرام باشند و در موقعیتهای متفاوت اجتماعی به طور مناسب و خوشایند ارتباط برقرار سازند. این امر به آنها کمک میکند، از خودپندارهی بیشتر و اضطراب کمتری برخوردار باشند (لارنس، برویگ و بیگل44، 1974).
آقایی، ملکپور و عجمی (1382) در زمینهی ارتباط بین توانایی ابراز خویشتن و وضعیت اقتصادی بیان کردند، طبقات اقتصادی بالا از نظر ابراز وجود با طبقات متوسط و پایین تفاوتی ندارند. در توضیح علت این امر میتوان گفت که طبقات اقتصادی بالا یاد گرفتند که با بسیاری از الزامات روزانهی خود به صورت مناسبی کنار بیایند. جامعه نیز از آنها انتظار دارند که هنجارهای اجتماعی را بپذیرند و در چهارچوب قوانین اجتماعی عمل کنند. افراد طبقهی پایین اقتصادی نیز همگام با پیشرفت جوامع و آشنا شدن آنها با حقوق خود، به نحو لازم در ابراز خویشتن و قاطعیت میکوشند. بنابراین معنادار نبودن رابطه بین ابراز وجود و طبقهی اقتصادی طبیعی به نظر میرسد.
بنابر آنچه گفته شد، آموزش ابراز وجود به افراد، کمک میکند شیوهی روبرو شدن با انتقاد، بیان نارضایتی، شیوهی امتناع و عدم پذیرش یک پیشنهاد و تقاضا، تعریف کردن از رفتارهای مطلوب دیگران و مشارکت کردن در امور گروهی را یادگرفته و تمرین کنند (مارگان 45و همکاران، 2012). پژوهشهای انجام شده، تأیید میکنند که آموزش گروهی ابراز وجود مؤثرتر از آموزش فردی است، چرا که اعضای گروه علاوه بر آموختن رفتارهای ابراز وجود، اینگونه رفتارها و مهارتها را به خوبی تمرین کرده و به علت جو حاکم در گروه پذیرش چنین رفتارهایی برای آنها میسرتر میباشد (صادقزاده، نوابینژاد و زارع، 1390).
در واقع اکثر پژوهشها نشان دادهاند که بین ابراز وجود، کاهش مشکلات روانشناختی، نشانههای افسردگی و افزایش عزت نفس و سلامت روانی افراد رابطهی قوی وجود دارد (رنجبرکهن و سجادینژاد، 1389). از آنجایی که دنیای خانواده، مدرسه و کار ابراز وجود کردن مؤثر را دشوار کردهاند، اکثر محققان این نظر را دارند که توسعه و اجرای برنامههای آموزشی ابراز وجود باید مبتنی بر مباحثی چون توانایی امتناع کردن از تقاضاهای غیر معمول دیگران، درخواست کردن و ابراز احساسات واقعی باشد (آسچین46، 1997؛ آلبرتی و ایمونز، 2001: 67 ).
2-2-2-4- پیشینهی نظری ابراز وجود
برای درک تاریخچه و تحول آموزش ابراز، نخست باید نظریهی فیزیولوژیست روسی، ایوان پاولف47 (1939-1849) را مورد توجه قرار داد. او به عنوان یک زیستشناس به شیوههایی که موجود زنده را با محیط خود سازگار میکند علاقهمند بود. پاولف بیان کرد همچنان که محیط تغییر میکند، فرد نیز باید تغییر کند، در غیر این صورت ممکن است با مشکلاتی مواجه شود.
تحقیق در زمینهی ابراز وجود، برای اولین بار در سال (1949) توسط روانشناس و رواندرمانگر آمریکایی اندروسالتر48 مطرح شد. سالتر نیز از مفاهیم پاولف، برای توصیف درمانهای مؤثر رفتاری برای درمان انواع اختلالات استفاده نمود. او در برخورد با مراجعان افسرده سعی میکرد علل عدم قاطعیتشان را کشف و راهی برای درمان یا کاهش تأثیر عصبی آن مطرح کند. از دیدگاه او افرادی که از عدم ابراز وجود رنج میبرند، در رسیدن به اهداف خود، غلبه بر مشکلات، احقاق خود بدون آسیب رساندن به دیگران و کنترل تکانههای تهاجمی ناتوان هستند. در صورتی که ابراز وجود و قاطعیت مانند یک پتانسیل شخصی برای مواجهه با این مشکلات به فرد یاری میرساند (سالتر، 2002: 32).
در اواسط قرن (1990) مطالعهی ابراز وجود به عملکرد بالینی مرتبط شد. افرادی چون لازاروس (1971) و ولپی49 (1990) روانشناسانی بودند که در این حیطه کار کردند. این روانشناسان بالینی، عدم قاطعیت (عدم ابراز وجود) را به عنوان دلیلی برای برخی از بیماریهای روانی پذیرفتند. بنابراین برای درمان این بیماریها و افزایش ابراز وجود، برنامههای آموزشی مختلفی را به کار بردند (رس و گراهام، 1991؛ ترجمهی منیجه شهنی ییلاق و علیرضا رضایی، 1380: 8).

2-2-2-5- دیدگاههای مختلف در مورد ابراز وجود
2-2-2-5-1-دیدگاه شناختی
سرآغاز آموزش ابراز وجود به کارهای سالتر و ولپی (1994) باز میگردد، این دو متوجه شدند، برخی از انسانها در گرفتن حق خود از دیگران دچار مشکل هستند در نتیجه کوشیدند مهارت ابراز وجود را به آنها بیاموزند. آلبرتی و ایمونز به عنوان روانشناس بالینی اظهار کردند، عدم قاطعیت یا ابراز وجود ناشی از نفوذ بیشتر فرآیندهای نگهداری بر فرآیندهای محرک و برانگیزاننده در سیستم عصبی مرکزی است. در واقع افراد ناتوان در ابراز وجود، قادر نیستند به صورت آشکار و به خودی خود به بیان خواستهها، احساسات و تمایلات خود بپردازند. افرادی که فاقد توانایی ابراز وجود هستند



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید