وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
دانشگاه ملایر
دانشکده ادبیات و علوم انسانی – گروه علوم تربیتی
پایان نامه کارشناسی ارشد فلسفه تعلیم و تربیت
بررسی تطبیقی مفهوم ،اهداف،اصول و روش های تربیت معنوی از دیدگاه علامه طباطبایی و دیوید کار
استاد راهنما:
جناب آقاي دكتر علی ایمان زاده
استاد مشاور:
جناب آقاي دكتر احمد سلحشوری
نگارش: هادی ملکی
اردیبهشت 94
به نام خدا
بررسی تطبیقی مفهوم ،اهداف،اصول و روش های تربیت معنوی از دیدگاه علامه طباطبایی و دیوید کار
به وسیله:
هادی ملکی
پایان نامه
ارائه شده به تحصیلات تکمیلی به عنوان بخشی
از فعالیتهای لازم برای اخذ درجه کارشناسی ارشد
در:
فلسفه تعلیم و تربیت
از دانشگاه ملایر
ارزیابی و تأیید شده توسط کمیته پایان نامه با درجه:
دکترعلی ایمان زاده، استادیارفلسفه نعلیم و تربیت(استاد راهنما)
دکتر احمد سلحشوری، دانشیار روانشناسی تربیتی (استاد مشاور)
دکتر عباس خاکپور، استادیار مدیریت آموزشی (داور داخلی)
دکتر احسان ترکاشوند، استادیار فلسفه و کلام اسلامی(داور خارجی).
دکتر کریمی، استادیار (نماینده تحصیلات تکمیلی)
خرداد 1394
تقدیم به:
پدر و مادر عزیزم که دیدار رویشان روشنی بخش قلبم بوده؛
همسر مهربان، صبور و فداکارم که وجودش سبب آرامشم است
و با تقدیم فراوان به فرزندان عزیزم:
پسرم محمد مبین و دخترم نگین
تشکر و قدردانی
پروردگارا
من به حسن ستایش تو افتتاح سخن می‌کنم و زبان به ثنای تو می‌گشایم. بزرگواری تو را مدح میگویم، در صورتی که مدح تو را حد و نهایت نیست. تو را سپاس می‌گویم که مرا یاری نمودی تا بتوانم در راه علم، قدمی هر چند کوچک بردارم. تا چه قبول افتد و چه در نظر آید.
اكنون كه با عنايت و لطف پروردگارمهربان توانستم انجام اين پژوهش را به اتمام برسانم برخود لازم مي دانم كه از تمامي عزيزاني كه مرا در انجام اين امر ياري نمودند، سپاسگزاري كنم.
چرا كه اين امر ميسر نبود مگر با كمك و ياري اين عزيزان. در ابتدا از آقاي دكتر علی ایمان زاده تشكر مي كنم كه بحق به عنوان استاد راهنما در انجام اين پژوهش مرا ياري نمودند.و همچنين از
آقای دكتر احمد سلحشوری تشكر مي كنم كه به عنوان استاد مشاور از نظراتشان كمال استفاده را نمودم. از اساتيد محترم گروه تاريخ و فلسفه آموزش و پرورش كه از وجود پربركتشان بهره ها گرفته وتوشه علم و ادب اندوختم، نهايت قدرداني وسپاس را مي نمايم.
و باتشكر ويژه ازديگر عزيزاني كه با نظرات وكمكهاي ارزشمندشان به نوعي اينجانب را در به انجام رساندن اين پژوهش ياري نمودند. سرافرازي و كمال موفقيت را براي تمامي اين عزيزان از خداوند بزرگ خواستارم.
نام خانوادگی دانشجو : ملکی نام : هادیعنوان پایان نامه : بررسی تطبیقی مفهوم ،اهداف،اصول و روش های تربیت معنوی از دیدگاه علامه طباطبایی و دیوید کاراستاد راهنما : دکتر علی ایمان زاده
استاد مشاور : دکتر احمد سلحشوریمقطع تحصیلی: کارشناسی ارشد رشته: علوم تربیتی گرایش: فلسفه تعلیم و تربیت
دانشگاه ملایر: گروه علوم تربیتی تاریخ فارغالتحصیلی : خرداد 1394 تعداد صفحات: 129کلید واژه : تربیت ، تربیت معنوی ، علامه طباطبایی، دیوید کار
چکیده:
هدف از این پژوهش بررسي اهمیت و جایگاه چالش برانگیز و مغفول تربیت معنوی و سپس بررسی مفهوم و جایگاه تربیت معنوی و رابطه آن با دین است، از آن جهت که تربیت معنوی با مورد توجه قرار دادن ساحت روحانی انسان (که در پیوند با ساحت ربوبی است) باب مناسبی برای گفت و گو در عصر جهانی شدن فرهنگ هاست و می تواند پیروان ادیان توحیدی را به وحدت نظر در حوزه تربیت انسان رهنمون سازد،حائز اهميت است.این پژوهش به بررسی تطبیقی مفهوم و اهداف تربیت معنوی از دیدگاه علامه طباطبایی به عنوان فیلسوف و دانشمند مسلمان با دیدگاه دیوید کار که یک فیلسوف تربیتی است در یک مطالعه کیفی که با روش تطبیقی انجام شده است ، به پرسش های پژوهش پاسخ داده است . مفهوم تربیت معنوی از نگاه طباطبایی جهت دهی به فرآیند تجرد نفس ، متناسب با فطرت ربوبی او معنا می یابد که در پی تقویت میل ،تفصیل معرفت و انجام عمل متناسب با آن است و اهداف از نظر وی سه جنبه شناختی ،گرایشی و عملی دارد . دیوید کار تربیت معنوی را بخش متمایزی از تعلیم وتربیت ، و جدا از تربیت دینی و شامل تجربه و درک سئوالات بزرگ می داند . اهداف تربیت معنوی از نظر وی آموزش حقایق و پرورش فضایل معنوی از راه دو روش تربیت در یک گرایش معنوی و تربیت در یک فعالیت معنوی است.
کليد واژه ها:
تربیت ، تربیت معنوی ، علامه طباطبایی، دیوید کار
فهرست
فصل اول1
کلیات پژوهش1
1-1- مقدمه و بیان مساله2
1-2- اهمیت و ضرورت پژوهش3
1-3- اهداف پژوهش5
1-4- پرسشهای پژوهش5
1-5- تعریف مفاهیم و اصطلاحات6
1-6-روش پژوهش7
فصل دوم8
مبانی نظری و پیشینه ی پژوهش8
مبانی نظری پژوهش9
2-1- مقدمه9
2-2-1- تربیت9
2-2-2ریشه یابی معنای لغوی تربیت10
2-2-4- دیدگاههای اندیشمندان در باب تربیت12
2-3-1- معنای لغوی معنویت18
2-3-2-معنای اصطلاحی معنویت18
2-3-10- رابطه ی دین و معنویت29
2-5-1- معنای لغوی و اصطلاحی تربیت معنوی38
2-5-2- ویژگی تربیت معنوی38
2-5-3- تربیت معنوی و رابطه ی آن با تربیت دینی و تربیت اخلاقی40
2-6-پژوهش های انجام شده در داخل و خارج از کشور42
2-6-1-پیشینه ی پژوهش های داخلی42
2-6-2-پیشینه ی پژوهش های خارجی46
فصل سوم52
یافته های پژوهش52
3-1-مقدمه53
3-2مفهوم ،اهداف و روش های تربیت از دیدگاه علامه53
3-2-1زندگی نامه53
3-2-2-تألیفات و آثار:55
3-2-3-مفهوم تربیت:57
3-2-4مفهوم تربیت معنوی:58
3-2-4-1انسان شناسی علامه طباطبایی59
3-2-4-2ارزش شناسی علامه طباطبایی60
3-2-4-3معرفت شناسی علامه طباطبایی62
3-2-5-اهداف و اصول و روش های معنوی64
3-2-5-1- اصول و روش های ناظر به هدف شناختی64
3-2-5-2اصول و روش های ناظر برهدف میلی67
3-2-5-3- اصول و روش های ناظر برهدف فرایندی عمل70
3-2-6-روشهاي تربيت معنوی78
3-2-6-1-عزم قاطع و اراده جدی78
3-3 -از دیدگاه دیوید کار82
3-3-1-زندگی نامه:82
3-3-2-مفهوم تربیت:84
3-3-3-مفهوم معنویت:85
3-3-4-انواع تعاریف معنویت86
3-3-4-1-اهمیت روح به عنوان مخالفت جسم86
3-3-4-2-معنویت یا چیز های مذهبی و مقدس87
3-3-4-3-یک روح حساس و پاک88
3-3-5-مفهوم تربیت معنوی:89
3-3-5-1-بحران تجدید معنوی89
3-3-5-2-میراث و روشنفکری91
3-3-6-اهداف تربیت معنوی:93
3-3-6-1-جنبه شناختی95
3-3-6-2-جنبه گرایشی :95
3-3-6-3-جنبه عملی :96
3-3-7-روش های تربیت معنوی98
فصل چهارم101
بحث و نتیجه گیری101
4-1-مقدمه102
4-2-پاسخ به پرسش اول :102
4-3-پاسخ به پرسش دوم :103
4-4-پاسخ به پرسش سوم:105
4-5-پاسخ به پرسش چهارم:105
فصل پنجم پیشنهادات کاربردی107
5-2-توصیههایی به محققان بعدی108
5-3-محدودیتهای پژوهش108
فهرست منابع و ماخذ109
فهرست جدول ها
جدول 2- 1- تفاوت های دین و معنویت 47
جدول 2- 2- را بطه تربیت معنوی ، تربیت دینی و تربیت اخلاقی52

فصل اول
کلیات پژوهش

1-1- مقدمه و بیان مساله
مشغولیت های زندگی مکانیکی باعث شد تا انسان از حقیقت وجودی خود دور و به سمت ناکجا آباد طی طریق کند و این مهم به خاطر تغییر در ایدئولوژی های علمی و فلسفی است که بعد از رنسانس توسط دانشمندانی مانند دکارت، بیکن، گالیله و نیوتن و …انجام گرفت. با گسترش ریاضیات و حاکمیت کمیت در تمام علوم درک مفاهیم دینی کمرنگ تر شد، به گونه ای که وجه کمیت فربه و فربه تر گردید و به همان اندازه باور به امر مقدس کم رنگ تر شد، تاحدی که تنها وجه واقعی بعد کمیت و دانش نوین، تنها دانش ریاضی و تجربی شد. سلحشوری (1390) از همین رو رابطه انسان با خودش و خدا قطع شد و همانطور که کار می گوید “اخیرا انقلاب فوق العاده ای از علاقه و کشش در بین مربیان در باب موضوعات معنوی و تربیت معنوی به وجود آمده است ” (1996) و این امر زمینه ساز حضوری دیگر بعد از عصر طلایی یونان و جستار های آنان در باب فضیلت ها توسط سقراط، افلاطون و بویژه ارسطو شد و از طرفی تربیت معنوی با مورد توجه قرار دادن ساحت روحانی انسان برای رویکرد تربیت معنوی که در پیوند با ساحت ربوبی است، باب مناسبی برای گفت و گو در عصر جهانی شدن فرهنگ هاست و میتواند پیروان ادیان توحیدی را به وحدت نظر در تربیت انسان رهنمون سازد.( اشعری، باقری و حسینی،1391)
هنگامی که ماهیت انسان را بررسی می کنیم ، در می یابیم که مهم ترین بعد انسان ، بعد روحی اوست که بیش ترین قدرت و نفوذ را در اعمال و رفتارش دارد زیرا این روح خود قدرتش را از خداوند گرفته است . از آن جایی که ماهیت تمام انسان ها مشترک است ، پس روح در تمام آنها وجود دارد ، اما این قدرت به صورت بالقوه و نهفته است و از راه آموزش (کنترل محسوسات ) می توان بخش هایی از این قدرت را بالفعل کرد . بهترین شکلی که می توان به تمام فعلیت های قدرت های روحی رسید ،دین است . پس می توان گفت که دو نوع معنویت وجود دارد :معنویت غیر دینی که فقط تا حدی می تواند به قدرت های روح از راه کنترل و تهذیب نفس و کم کردن نقش محسوسات که پایین ترین مرحله ی تربیت دینی است (حداکثر به عالم ملکوت) دسترسی یابدو معنویت دینی و بویژه دین اسلام که اگر فرد براساس راهکارهای آن عمل کند می تواند به کمال و فعلیت قدرت های روح و عوالم دیگر مانند عالم جبروت و عالم اسماء الهی برسد .
طرح بازگشت به معنویت در دنیای پست مدرن ،نه تنها الزاما به معنای به رسمیت شناختن ادیان نیست ، بلکه بیشتر به مفهوم تلاش برای پر کردن خلاء معنویت انسانی با معنویت هایی است که مشکلات ادیان تاریخی و سنتی را نداشته باشند.
1-2- اهمیت و ضرورت پژوهش
تربیت انسان کامل همواره به عنوان یک هدف ، آرمان و غایت تربیتی مورد توجه بوده است و کار تعلیم و تربیت در بین همه امور زندگی حساسیت و اهمیت خاصی دارد و پرداختن و مورد توجه واقع شدن آن یک کار مهم ، اساسی و زیر بنایی تلقی می شود . در آغاز هزاره سوم و باتوجه به رویکرد های جهانی شدن انسان با چالش هی چون بحران معنویت ، اخلاق، هویت و بحران محیط زیست و اسارت و بندگی تکنولوژی مواجه است .حال اینکه چگونه می توان انسان امروزی را برای مواجه با این بحران ها و در راس آنها معنویت تجهیز و آماده کرد و بی شک توجه به بعد معنوی تربیت یا همان تربیت معنوی کار بسیار مهم و خطیر نظام آموزش و پرورش است در قدم نخست می بایست معنویت را که یک کلمه قابل بحث و مجادله آمیز است را مورد بررسی قرار داد .
تعریف واژه معنویت 1ظاهراً کمی دشوار است . شاید این دشواری از آنچه که در قلب معنوی همان چیزی است که ازنظر فطری از آن طفره می رویم و کمی اسرار آمیز است ، نباید ما را شگفت زده کند (رایت ،2000،ص7). این امر از آن جهت است که با پاسخ ها و احساسات عمیق شخصی رابطه دارد و منحصر به فرد است، با وجود این، حیات بخش و پویاست. معنویت از ریشه یونانی و عبری spirit به معنی نفس، باد و روح و لاتین آن spirateبه معنای نفس کشیدن است که تعریف آن در فرهنگ آکسفورد در مقابل ماده قرار می گیرد که در اصل تقابل روح و جسم را نشان می دهد : “به معنای حیات بخشی است که می توان گفت که با این باور که خداوند روح خودش را در بشر دمیده، سازگار است. (روح حیات) معنای قدیمی آن گرایش به تمركز در مذهب دارد و حال آنکه امروزه دارای ابعاد فردی، اجتمایی، شناختی و عاطفی نیز می باشد. (سلحشوري، 1390، ص44 ).
مفهوم معنویت از ارتباط با مهارت های تفکر و تامل و تنها وابسته به ارتباط با خدا،گسترده تر است. (بیگر، 2003، ص16) اگر تربیت را از ریشه (ر ب ب) به معنای اصلاح و تدبیر و سرپرستی کردن، به تمام رساندن و کامل کردن و همچنین از ریشه دیگر آن یعنی (ر ب و ) به معنای رشد و نمو، افزودن و پرورش جسم بدانیم، (باقری ،1390 ، ص52) تربیت معنوی را می توان اینگونه تعریف کرد: کوششی است برای رشد و شکوفایی و رسیدن به یک معنا و حقیقت متعالي.و همچنین تربیت معنوی آموزش برای زندگی است . اگر به بچه ها چگونه زندگی کردن و چگونه عشق ورزیدن را آموخت آنهادر زندگی مادی هنگامی که با فعالیت های منفی از قبیل نفرت ، جنگ ، جنایت و … برخورد می کنند آنها قادر به کنترل اوضاع می باشند . انسان های کامل در چنین چالش های دنیوی عملکرد موفق تری دارند و تربیت معنوی می تواند موفقیت بیشتری ر ا برای انسان ها- فارغ از دین و مذهب – حتی در امور دنیوی تضمین کند.
همچنین مطالعه مفهوم معنویت در دنیای معاصر حکایت می کند که در رویارویی با مفهوم معنویت طیفی از دین باوری تا معنویت باوری فارغ از دین وجود دارد. در یک سوی این طیف ،متفکران دینی قرار دارند که معتقدند اصولا مفهوم معنویت تنها در چارچوب گفتمان دینی معنا پیدا می کند و غیر از ادیان آسمانی (حتی ادیان زمینی) نمی توانند از معنویت – به مفهومی معنادار-سخن به مبان آورند(باغگلی و همکاران، 1392) در سوی دیگر این طیف متفکران سکولار قرار دارند که معنویت را نیاز عاطفی و روانشناختی انسان تلقی می کنند و الزامی به هویت بخشی دینی برای حل نیاز های معنوی نمی بینند . گرایش به سوی معنویت به عنوان گرایش نو در عرصه های تربیتی و فرهنگی به دو دلیل اتفاق افتاده است: نخست آنکه حوزه تربیت بهترین موقعیت و فرصت را برای تبلور معنویت در انسان فراهم می کند، دوم آنکه موضوع معنویت ذاتاً موضوعی تربیتی است. هدف از این پژوهش بررسي اهمیت و جایگاه چالش برانگیز و مغفول تربیت معنوی و سپس بررسی مفهوم و جایگاه تربیت معنوی و رابطه ی آن با دین است از این روست که در این پایان نامه به بررسی تطبیقی مفهوم و اهداف تربیت معنوی علامه محمد حسین طباطبایی به عنوان فیلسوف و دانشمند مسلمان و با دیوید کار 2 که یک فیلسوف تربیتی غربی و صاحب نظر در موضوع اخلاق و تربیت معنوی و استاد دانشگاه ادینبورگ اسکاتلند است ، می پردازیم.
1-3- اهداف پژوهش
الف: هدف کلی
مقایسه کلی( تبیین شباهت ها و تفاوت ها) تربیت معنوی از دیدگاه علامه طباطبایی و دیوید کار ب: اهداف جزئی:
1-مفهوم تربیت معنوی از دیدگاه علامه طباطبایی و دیویدکار.
2-اهداف تربیت معنوی از دیدگاه علامه طباطبایی و دیویدکار.
3-اصول تربیت معنوی از دیدگاه علامه طباطبایی و دیوید کار .
4-روش های تربیت معنوی از دیدگاه علامه طباطبایی و دیوید کار .
1-4- پرسشهای پژوهش
این پژوهش در صدد پاسخگویی به سوال های زیر می باشد:
1-مفهوم تربیت معنوی از دیدگاه علامه طباطبایی و دیویدکار چيست؟
2-اهداف تربیت معنوی از دیدگاه علامه طباطبایی و دیویدکار كدامند؟
3-اصول تربیت معنوی از دیدگاه علامه طباطبایی و دیویدکار كدامند؟
4-روش های تربیت معنوی از دیدگاه علامه طباطبایی و دیویدکار چه می باشد؟
1-5- تعریف مفاهیم و اصطلاحات
تربیت:
تربيت3 عبارت است از فراهم كردن زمينه‏ها و عوامل براى به فعليّت رساندن همه‏استعدادهاى بالقوّه انسان (تقى پور ظهير، 1373،ص28).
معنویت:
معنویت4 نیاز ذاتی(فطری و درونی) انسان برای ارتباط باچیزی فراتر از ماست ،( ویگل فورس به نقل از محمد نژاد و همکاران ،1388،ص98) و همچنین معنویت بیانگر تلاش همیشگی بشر برای پاسخ دادن به چرا های زندگی است (صمدی ،1385). شهیدی معنویت را ناظر براستفاده از قوه ی خلاقیت و کنجکاوی برای یافتن دلایل موجود و مرتبط با زنده ماندن و زندگی کردن دانسته اند . بنابراین آن را برای زندگی فرد لازم و ضروری می داند .(شهیدی ، 1379)
تربیت معنوی5
فرایند کمک رسانی و یاری رسانی به متربی برای ایجاد تغییر تدریجی در گستره زمان در یکی از ساحت های بدنی ، روحی و رفتاری که به واسطه عامل انسانی دیگر به منظور دستیابی وی به کمال انسانی و شکوفا سازی استعداد های او یا بازدارندگی و اصلاح صفات و رفتار های او صورت گیرد (اعرافی ،1387،ص27).
1-6-روش پژوهش
این پژوهش یک مطالعه کیفی با روش تطبیقی است که تقریبا به کمک الگوی بردی انجام شده است. الگوی بردی6 شامل چهار مرحله ی توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه است. (یمینی، 1389،ص31) که از طریق فیش برداری و یادداشت برداری ابتدا اطلاعات و داده های لازم گردآوری و سپس به تفسیر داده ها پرداخته می شود. در مرحله ی بعد، داده های گردآوری شده جهت ایجاد چهارچوبی برای مقایسه ی شباهت ها و تفاوت ها، طبقه بندی و خلاصه می شوند. آنگاه تشابهات و تفاوت ها مورد بررسی قرار گرفته و با توجه به آن ها به پرسش های پژوهش پاسخ داده می شود.
فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه ی پژوهش
مبانی نظری پژوهش
2-1- مقدمه
بررسي جامع و كامل ادبيات مربوطه و در ادامه تدوين چارچوب نظري، شالوده و بنيان مراحل بعدي هر كار پژوهشی را تشكيل مي‌دهد و اگر اين مرحله به‌ درستي انجام پذيرد، فعاليت پژوهشي به ‌صورت دقيق، علمي و هدفمند انجام شده و منجر به تكميل و غناي پژوهش‌هاي پيشين در زمينه مربوطه و هموار كردن راه براي انجام پژوهش‌هاي بعدي ميشود. در فصل دوم پژوهش حاضر، بعد از ذکر مقدمهای کوتاه، به مواردی چون تربیت ،معنای لغوی تربیت ، دیدگاههای اندیشمندان در باب تربیت ،اهداف تربیت معنویت ،معنای لغوی معنویت ،تربیت معنوی و در نهایت بررسی مطالعات انجام شده در داخل و خارج از کشور پرداخته میشود.
2-2-1- تربیت
معنای لغوی تربیت:
در فرهنگ فارسی معین واژه تربیت را این گونه تعریف شده است:
(تَ یَ) [ ع . تربیة ] (مص م .) 1 – پروردن . 2 – ادب و اخلاق را به کسی آموختن . ؛ ~بدنی سازمانی که برنامه ریزی و اجرای امور ورزشی را بر عهده دارد. ؛ ~معلم مرکزی که دانشجویان را برای تدریس در مدارس یا دانشگاه ها آموزش می دهد، (معین ،1363)
و همچنین در فرهنگ فارسی دهخدا تربیت چنین تعریف شده است:[ تربیت . [ ت َ ] (ع مص ) پروردن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد) (از المنجد): چون بقدرت بیچون ترتیب تربیَت و تربیت و تزتیت عالم امکان بدرجه رابع رسند. (دره نادره چ شهیدی ص 12). || دست نرم بر انزلی بچه زدن تا بخواب رود. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد).]
2-2-2ریشه یابی معنای لغوی تربیت
واژه «تربیت» از ریشه «ربو» و از باب تفعیل است؛ چرا که کلمه ناقص، هنگامی که به باب تفعیل برده می شود ، مصدر آنها بر وزن تفعله می شود . مانند : تربیه ، تزکیه ، تحلیه و …(طباطبایی،1379،ص171)بنا براین، در این ریشه به نوعی می توان معنای زیادت و رشد را یافت و در موارد مختلف استعمال خود نیز این معنا را دارد .
عرب زبانان به تپه « رَبوَه» می گویند ، چرا که نسبت به سطح زمین برآمده تر است ، نفس زدن را «ربو» می گویند چرا که به هنگام نفس کشیدن سینه برآمده می شود و نیز « ربا » را بدین نام نهاده اند از آن روی که بر مال، افزوده می شود . (فارس ، ص483)جدای از ریشه یابی واژه تربیت، لازم است مطلبی کوتاه در مورد واژگان «تربیت»‌ نیز گفته شود . تربیت از باب تفعیل بوده است و تفعیل در علم صرف دارای معانی : تعدیه ، تکثیر ، سلب ،‌تدریج ، ضد معنای باب افعال و نیز معنای ثلاثی مجرد گفته شده است . (طباطبایی،1379،ص171)
به نظر می آید در مورد تربیت ومعنای این باب که وقتی به این واژه، هنگامی که در باب تفعیل به کار برده می شود همان معنای تعدیه و یا به احتمال بیشتر، در معنای تکثیر باشد .دلیل بر معنای تعدیه آن است که اولاً معنای غالبی این باب است و نیز «ربو» خود معنای لازمی را درخود جای داده است و از آن رو که تربیت یک امری است که مقابلی به عنوان متربی دارد و در مورد غیر صورت می گیرد، این معنا از تمامی معناهای مقابل متناسب تر است. (باقری ،1390 ، ص52)
2-2-3- معنای اصطلاحی تربیت
ديدگاه‌هاي متعدد و متفاوتي راجع به معناي اصطلاحي تربيت از سوي انديشمندان علوم تربيتي، وجود دارد كه به برخي آنها اشاره مي‌گردد
.1. تربيت محصول مراقبتي است كه از نشو و نماي آدمي‌زاد در جريان رشد وي يعني سير به سوي كمال، به عمل مي‌آيد. تربيت عمل عمدي فردي رشيد است كه مي‌خواهد رشد را در فردي كه فاقد ولي قابل آن است تسهيل كند. تربيت سرپرستي جريان رشد يعني اتخاذ تدابير مقتضي جهت ساختن شرايط مساعد براي رشد است(بهشتی ، 1387)
2. پرورش (تربيت) به جريان يا فرايندي منظم و مستمر گفته مي‌شود كه هدف آن هدايت و رشد جسماني و رواني، يا به طور كلي هدايت رشد همه جانبه شخصيت پرورش يا بندگان در جهت كسب و درك معارف بشري و هنجارهاي مورد پذيرش جامعه و نيز كمك به شكوفا شدن استعدادهاي آنان است. (گروه نویسندگان،1384، ص 166)
3. تربيت عبارت است از رفع موانع و ايجاد مقتضيات براي آنكه استعدادهاي انسان در جهت كمال مطلق شكوفا شود.(دلشاد تهرانی،1380)
4. تربيت عبارت است از پرورش دادن، استعدادهاي دروني‌ كه بالقوه در يك شئ موجود است و بر اثر تربيت آن تواني‌ها را به فعليت در آوردن و پروردن مي‌باشد.
5. تربيت عبارت است از فعاليتي هدف‌مند و دو سويه ميان مربي و متربي به منظور كمك به متربي در راستاي تحقق بخشيدن به قابليت‌هاي وي و پرورش شخصيت او در جنبه‌هاي گوناگون فردي، اجتماعي، جسمي؛ عاطفي؛ اخلاقي؛ عقلاني و… (گروه نویسندگان،1384، ص 167)
بنابراين از تعاریف موجود، چنين مي‌توان نتيجه گرفت که هدف از تربيت باروري و شکوفاسازي توانمندي‌هاي بالقوة و پرورش دادن استعداد ‌هاي نهفته‌ي افراد است که بر اثر تمرين و ممارست مستمر از سوي متربي و جهت دادن و کنترل هدف از سوي مربي، اين مهم به فعليت تبديل مي‌گردد.
2-2-4- دیدگاههای اندیشمندان در باب تربیت
در باب تربیت نظریات و دیدگا های گوناگونی قرار گرفته که هریک آن را بطور جداگانه بحث کرده اند،علت قرار دادن این دسته بندی به صورت مجزا این بوده که در نزد قدما، می توان مواردی را یافت که در تعریف و نیز کارآیی اخلاق و تربیت خلط شده است و این تعاریف بدین دلیل بیان شده است که نگاه قدما به امر تربیت مورد غفلت قرار نگیرد.افلاطون(۳۴۶-۴۲۷ ق.م) در تعریف تربیت گفته است : تعلیم و تربیت عبارت است از کشف استعدادهای طبیعی و شکوفا ساختن آنها. ارسطو(۳۲۲-۳۸۴ ق.م) نیز تربیت را مجموعه ای از اعمالی دانسته است که به وسیله خانواده یا دولت برای ایجاد فضایل اخلاقی و مدنی در افراد صورت می پذیرد دانسته است. در میان اندیشمندان اسلامی که در قدیم می زیسته اند، برای تربیت نیز تعاریفی بیان شده است . فارابی (۲۶۰-۳۳۹ ه.ق) در تعریف تربیت بیان داشته است که : تعلیم و تربیت عبارت است از هدایت فرد به وسیله فیلسوف و حکیم برای عضویت در مدینه فاضله به منظور دستیابی به سعادت و کمال اول در این دنیا و کمال نهایی در آخرت است. ابن سینا (۳۷۳ یا ۳۶۳ – ۴۲۸ ه.ق) در تعریف تربیت گفته است : تعلیم و تربیت عبارت است از برنامه ریزی و فعالیت محاسبه شده در جهت رشد کودک ، سلامت خانواده و تدبیر شئون اجتماعی برای وصول انسان به کمال دنیوی و سعادت جاویدان الهی. از میان آرای تربیتی غزالی (۴۵۰-۵۰۵ ه.ق ) نیز می توان در تعریف تربیت این را به دست آورد که او قائل بوده است ، تربیت از نوعی تدبیر نفس و باطن از طریق اعتدال بخشی تدریجی به قوا و تمایلات به وسیله معرفت ، ریاضت و استمرار برای نیل به انس و قرب الهی به دست آورد. (کاردان و همکاران،1374)
برخی از تعاریفی که از سوی دانشمندان مسلمان در عصر حاضر بیان داشته اند عبارت است از:الف) استاد مطهری; در تعریف تربیت اینگونه بیان می دارد : تربیت عبارت است از پرورش دادن، یعنى استعدادهاى درونى‏اى را که بالقوّه در یک شى‏ء موجود است به فعلیّت درآوردن و پروردن. و لهذا تربیت فقط در مورد جاندارها یعنى گیاه و حیوان و انسان صادق است و اگر این کلمه را در مورد غیرجاندار به کار ببریم مجازاً به کار برده‏ایم، نه اینکه به مفهوم واقعى، آن شى‏ء را پرورش داده‏ایم.( مطهری،1384، ص 551)
ب) تربیت عبارت است از عملی که قوای جسمانی و روانی و عقلی انسان را شکوفا ساخته تا آن قوا با نظام و سازمان ویژه ای با استمداد از درون و به مدد کوشش های او به میزان توانایی و استعدادهای خود رشد و پیشرفت نماید. ج) تربیت عبارت است از رفع موانع و ایجاد مقتضیات برای آنکه استعدادهای انسان در جهت کمال مطلق شکوفا شود. د) تربیت عبارتست از فرآیند اثرگذاری و اثرپذیری که میان مربی و متربی به منظور ایجاد صفتی یا تغییر و اصلاح در شخصیت متربی برقرار می شود. ه) استاد مصباح نیز در گفتگویی که در عنوان تربیت دینی با ایشان انجام شده بود ، تربیت را اینگونه تعریف کرده اند : تربیت ، فراهم کردن زمینه هایی است برای اینکه استعدادها و نیروهای یک موجود رشد کند تا بتواند از این نیروها برای رسیدن به کمال خودش بهره مند شود. (کاردان،1374 )
و با این نگاه برخی از همین اندیشمندان تربیت اسلامی را اینگونه تعریف کرده اند:
الف) تربیت اسلامی یعنی پرورش همه جنبه های فکری و عاطفی و جسمی و اجتماعی شخصیت اسلامی و ساماندهی رفتارهای او بر اساس مبانی و دستورهای اسلامی برای تحقق هدف های اسلام در زمینه های گوناگون زندگی.ب) تربیت اسلامی یعنی شناخت خدا به عنوان رب یگانه انسان و جهان برگزیدن او به عنوان رب خویش و تن دادن به ربوبیت او و تن زدن از ربوبیت غیر. ج) تربیت اسلامی عبارت است از شکوفایی استعدادهای خدادادی در هر انسان، به منظور ایجاد اعتدال در زندگی و با قصد رسیدن به اهداف و کمال مطلوب مورد نظر خداوندی. (باقری،1385،ص44)
سخن جامع در تعریف اصطلاحی تربیت در نزد اندیشمندان اسلامی، به فعلیت رساندن استعدادهای ذاتی است که خدا در انسان به ودیعت نهاده و با استفاده از عقل و نقل می توان آنها را از بالقوه به بالفعل تبدیل و نمایان کرد.
نکته مهم در این میان این است که تعریف نخست از تربیت اسلامی به گونه ای کامل تر از دو تعریف دیگر است و آن توجه دادن به منبع برای استخراج روش های تربیت است که آن را مبانی اسلامی معرفی کرده است؛ چرا که تعاریف دیگر در اصل به گونه های خاصی از تربیت اشاره دارد و نمی توان آن را خاصِّ تربیت اسلامی نامید. در میان اندیشمندان غیر مسلمان تعاریف زیر برای تربیت، بیان داشته اند:
جان دئویی: تربیت، مجموعه فرایند‌هایی است که از راه آنها، گروه یا جامعه ـ چه کوچک و چه بزرگ ـ توانایی‌ها و خواسته‌های خود را به اعضا و نسل‌های جدید منتقل می‌کند تا بقا و رشد پیوسته خویش را تضمین کند. (بهشتی،1384)میل دورکیم: تربیت آن کارکردی است که در طی آن، نسل بالغ، رسیده و تربیت یافته، بر نسلی که هنوز برای زندگی به اندازه کافی پختگی نیافته است، اثر می‌گذارد و هدف از آن، برانگیختن و گسترش حالات جسمی، عقلی و اخلاقی متربی است. واتحادیه بین المللی پرورش نو : تربیت، فراهم کردن زمینه رشد کامل توانایی‌های هر کس ـ در حد توان ـ به عنوان فرد و نیز عضو جامعه‌ای مبتنی بر همبستگی و تعاون است؛ تربیت از تحول اجتماعی جدا نبوده، بلکه خود یکی از نیرو‌های تعیین کننده آن است. (بهشتی،1384، ص 167)
روسو: تربیت، هنر یا فنی است که به صورت راهنمایی یا حمایت و هدایت نیروهای طبیعی و استعداد‌های متربی و با رعایت قوانین رشد طبیعی و با همکاری خود او برای زیستن تحقق می‌پذیرد. از نظر او تربیت، فرایند پرورش متربی در گستره استعداد‌های مادرزادی است. کانت: تربیت، پرورش و تأدیب و تعلیم توأم با فرهنگ است که در پی کامیابی متربی در جامعه آینده است؛ جامعه‌ای که به مراتب از جامعه کنونی برتر است. (بهشتی،1384، ص 168)
آنچه در اینجا مشخصا وجه تفاوت تربیت در نگاه این دسته از اندیشمندان است ،‌تفاوت در روش ، غایت ومبانی است که از تعاریف بیان شده قابل مشاهده است.
در جمع بندی تعاریف تربیت می توان گفت که در تمامی تعاریف توجه به استعداد و زمینه ها شده است که بیانگر کارآیی تربیت در صورت وجود استعداد است و چنانچه زمینه تربیت وجود نداشته باشد این امر به سرانجام نخواهد رسید
2-2-5- اهداف تربیت
شناخت اهداف تربیت در هر جامعه و ملتي از راه به دست آوردن طرز و نوع زندگي اجتماعي آن جامعه ميسر است. كشورها و جوامعي كه براساس طرز فكر، انديشه، مكتبي خاص و فلسفه‌اي ويژه اداره مي‌شوند، اهدافي را كه براي جامعه و مردم خود در نظر مي‌گيرند آن اهداف مسير و مقصد تعليم و تربيت را نيز مشخص مي‌نمايد آنچه از مطالعه تاريخ به دست مي‌آيد اين است كه اهداف تعليم و تربيت و آموزش و پرورش در ميان ملت‌هاي مختلف در قرون متفاوت با يكديگر فرق دارند. مثلاً در يونان قديم هدف از تعليم و تربيت منحصر به آزاد مرداني بود كه در ميدان‌هاي جنگ نيرومند و قوي و هنگام سخن گفتن و خطابه، فصيح و بليغ باشند.
در قرون وسطي در كليساهاي كاتوليكي هدف كشتن شهوات، بريدن و قطع علاقه از دنيا و مسامحات در امور بدني و جسمي براي تعالي و ترقي روح و نجات و رهايي از عذاب جهنم و پاكيزگي دل و انس به فقر بوده است.
در چين قديم مقصد و غرض آماده كردن پيشواياني بود كه به معارف قديم آشنايي داشته تا داراي رفتار خوب در تمام شئون زندگي باشند و نهايتاً اخلاق اجتماعي مردم موافق و هماهنگ با روش‌هاي قديمي كتاب ديني «كنفوسيوس» باشد.
در مصر قديم هدف تربيت كاهنان بود كه در ميان آنها احياناً پزشك، مهندس، معمار، قاضي، هنرمند و نويسنده و امثال آنها ديده مي‌شد. يعني هدف از تعليم و تربيت يك امر دنيوي آميخته به جنبه‌هاي ديني بوده است. دنيوي بدين جهت كه مي‌خواستند در فنون مختلف انسان‌ها پرورش يابند تا زندگي مرفه براي آنان مهيا گردد و ديني بدان خاطر كه براساس محبت خدايان از طريق پرستش و تقرب به آنها عمل كنند.در آلمان هدف تعليم و تربيت بيشتر پرورش افراد به منظور وحدت ملي است. فلاسفه و متفكرين نيز هر كدام در طول تاريخ به نوبه خود در مورد اهداف تعليم و تربيت، آموزش و پرورش و نقشي كه اين دو در كمك به تاسيس و حفظ يك جامعه لايق و شايسته ايفا مي‌كنند. ديدگاه‌هايي داشته‌اند كه برخي از آنها را در اين رابطه اشاره مي‌كنيم:
1- سقراط معتقد بود كه هدف تعليم و تربيت عبارت از عشق به زيبايي. لذا به تفهيم زيبايي پرداخت.
2- افلاطون هدف از آن را جنگ عليه زشتي، تصنع و ساختگي‌ها دانست.
3- «جان لاك» انگليسي در كتاب افكاري چند در تربيت مي‌گويد: «هدف از تربيت پرورش تن، اخلاق، فضيلت، دانش و علم است.» او قايل است كه تكيه‌گاه تربيت پرورش شخصيت اخلاقي است و افراد اشرافي بايد الگوي تربيت باشند.
4- ژان‌ژاك روسو نويسنده كتاب اميل، هدف را در اين خلاصه مي‌كند كه تمايلات طبيعي به طور عاقلانه مناسب با روش دور از فشار راهنمايي گردند تا طبيعت انساني كشف و آزادي او تامين شود. او براي وصول به چنين هدفي راه بازگشت به طبيعت و تحول به انسان طبيعي را پيشنهاد مي‌كند.
5- اسپنسر پايه‌گذار تربيت جديد در اروپا و غرب، هدف از آموزش و پرورش را عبارت مي‌داند از:
الف) رشد شخصيت، استعداد و ايجاد امكانات
ب) ايجاد رضايت خاطر و سرور و زندگي شاداب
ج) اداي وظيفه پدري
د) پرورش رفتار براي انجام وظايف اجتماعي و سياسي
ه) استفاده مناسب از اوقات آزاد و تفريح ( شريعتمداري-1384)
6- «دوركهيم» هدف از آموزش و پرورش را ترقي دادن برخي حالات جسماني عقلاني و اخلاقي در خردسالان و مهيا نمودن آنان براي زندگي در جامعه اجتماعي و سياسي مي‌داند. دوركهايم انسان تربيت شده را داراي دو وجود مي‌داند:
الف)‌ وجود شخصي و فردي.
ب) وجود اجتماعي از قبيل عقايد، مذهب، اخلاق و سنن ملي.
او اعتقاد دارد كه انسان در بدو زندگي فاقد وجود اجتماعي است و كار تعليم و تربيت ايجاد وجود اجتماعي در شخص مي‌باشد. و همچنين نظرات فراوان ديگري در اين زمينه وجود دارد كه براي رعايت اختصار از ذكر همه آنها خودداري مي‌نمايم. (کاردان و همکاران، 1374)
با توجه به نظرياتي كه ذكر كرديم، اگر بخواهيم هدف تعليم و تربيت را از ديدگاه دانشمندان، مكاتب و جوامع در يك كلام خلاصه نماييم. مقصد، سعادت و خوشبختي و سير استكمالي انسان است و همگان به اين موضوع توجه دارند كه موجبات آسايش، آرامش و خير بشر در پرتو آموزش و پرورش فراهم مي‌گردد.
2-3-1- معنای لغوی معنویت
واژه معنویتspiritual از ریشه ی یونانی spiratu به معنی نفس گرفته شده است و در فرهنگ آکسفورد به معنای حیات بخشی است و می توان گفت که با این باور که خداوند روح خودش ( روح حیات ) را در بشر دمیده، سازگار است. بنابراین، روح یک نیروی اتحاد بخش انسان است که در تمام انسان ها مشترک است و حالت هایی مانند درک ابدیت، احساس آرامش، سرور و شادی، رشد معرفت و آگاهی، رهایی از ترس از مرگ، احساس یقین، اشراق، احساس دگرگونی و یکی شدن با دیگران و شاید هزاران نوع احساس را بتوان بخشی از آثار بعد معنوی در انسان فرض کرد، اما با این که معنویت مبهم و اسرار آمیز است، با آنچه که پویا و حیات بخش است در ارتباط است. بنابراین، مرکز و قلب معنویت یک حالت اسرار آمیز و پویایی دارد که می توان گفت که دارای یک بعد غیر مادی و ماورایی است و در پی یک معنا و وجودی مافوق تجربه است. (سلحشوري، 1390، ص44 )
2-3-2-معنای اصطلاحی معنویت
معنويت پذيرش اين امر است كه خداوند كنترل زندگي شما را در دستان خود دارد و هر موقع خواستيد در مشكلات زندگي به او تكيه كنيد او در كنار شماست . اين سرشاري حضورخداست كه به شما توان مقابله با هر سختي را اعطا مي كند . معنويت عبارت است از ميزان تأثير گذاري و كنترلي كه شما در هدايت زندگي خود در جهت مشخص به كار مي گيريد . در معنويت تشخيص اين امر نهفته است كه شما لازم نيست براي حل تمام مسائل ومشكلات خود به تنهايي خود را به آب و آتش بزنيد . معنويت راهي را جلوي شما مي گذارد كه خود را از احساس بار سنگين مسئوليت اضافي رها سازيد و اجازه دهيد كه خداوند متعال تأثير خود را در چگونگي حل مسائل و مشكلات شما آشكارا نشان دهد .(غباری بناب،1388،ص4)
معنويت برجستگي تشخيص اين امر است كه رابطه ات با خداوند نياز به مداومت و شفافيت دارد تا اينكه بتواني از غفلت تنهايي بدر آيي ، و اين رابطه عاشقانه ات را با نماز ، دعا و اعمال نيك مداومت بخشي . تشخيص اين مسأله كه تمام انسان ها علاوه بر بعد فيز كيي داراي بعد معنوي مي باشند و نياز به مواظبت از اين بعد معنوي دارند تا اينكه بتوانند بخوبي زندگي كنند. .(غباری بناب،1388،ص5)
2-3- 3- تاریخچه معنویت :
واژه ی معنویت تا دهه ی 1960بیش تر بیانگر مباحث دینی بود.و از ان زمان به بعد گرایش به کاربرد معنویت در تمام رشته ها مثلا معنویت در پرستاری، علوم اجتماعی، بوم شناسی، حوزه هایی مانند رسانه ها و حتی حوزه هایی مانند فیزیک نوین وجود پیدا کرد.باید این نکته نیز خاطر نشان ساخت که توجه به اهمیت و جایگاه معنویت در عرصه های مختلف زندگی از زمان ویلیام جیمز و نگارش کتاب وی با عنوان « تنوع تجربه های معنوی » در سال 1977 آغاز شد . از دیدگاه جیمز ، معنویت موجب معناداری زندگی انسان می شود . به علاوه ، معنویت باعث شکل گیری روابط اخلاقی و انسانی و ایجاد نگرش مثبت نسبت به خود و دیگران می شود . از دیدگاه جیمز ، اصولاً تجارب معنوی و مذهبی ، معانی ای را به زندگی انسان می بخشد که به گونه عقلانی یا نطقی قابل قیاس با پدیده های دیگر نیست . اما گذشته از جیمز ، اندیشمندان دیگری همچون گوردون آلپورت و کارل یونگ نیز به طور عام به مبحث معنویت به طور عام به مبحث معنویت و تجربه های معنوی و آثار و نتایج حاصل از آن پرداخته اند . اما در قلمرو آموزش و پرورش یکی از صاحب نظران مقدم در ایجاد تغییر در نوع نگاه ذهنیت به حوزه معنویت و روحانیت ابراهام مازلو است که با تاکید بر رشد ویژگی ها و ابعاد ماوراء فردی دانش اموزان ، دستیابی به تعالی خود ، رشد تفکر شهودی و تکامل معنوی را به عنوان اهداف مهم برنامه های آموزشی و درسی مطرح می سازد . در واقع ، از دیدگاه مازلو « هر یک از ما یک ماهیت درونی دارد که شبه غریزی ، ذاتی ، معین و طبیعی است . مناسب ترین کاری که باید انجام داد این است که به جای سرکوب کردن و فرو نشاندن این ماهیت درونی به بارز کردن ، تقویت و یا حداقل تشخیص آن می پردازیم .(امینی ، الهی نژاد ،1392)
2-3- 4-ابعاد معنویت
وبستر (2004) بر این باور است که می توان ابعاد زیر را برای معنویت قایل شد:
•درونگری: حالتی از آگاهی که فرد را به تفکر در درون خودش وا می دارد.
•رابطه: به این معنا که هدف اصلی معنویت بررسی و واکاوی درون هستی خود و باورهایش نیست بلکه به این برمی گردد که چگونه فرد با دیگران ارتباط برقرار می کند .
•تعادل بین آزادی انتخاب و فرهنگ: به این معنا که فرد قادر است انتخاب کند و پاسخ های خودش را به پرسش های اساسی درباره ی معنای وجود و هستی پیدا کند.
•دید کل نگر و جامع، یعنی معنویت شامل یک تعهد با تمام ابعاد ذهنی، عاطفی و عمل و نیت است. .(سلحشوری ،1390،ص45)
امونز به نقل از سلحشوری براي معنويت سه بعد قايل است: تعالي و فراتر رفتن، هشياري بالا و ارزشهاي ماندگار و بر اين باور است كه معنويت رشد آزادي و رهايي از چيزهاي مادي است و اين حالت بيشتر تفكر، آزادي و خلاقيت است كه از راه تعهد، ارزشها و اهداف توضيح داده ميشود. اين حالتها، شكلي از گشودگي را بين فرد و خود تعالي فراهم ميكنند بنابراين، ميتوان معنويت را ظرفيت و موقعيتي براي فراتر رفتن از خود و ايجاد حس تعالي، رازگونه، هيبت و هماهنگي بين ذهن، بدن، خود و جهان دانست. معنويت بيشتر برخردمندي تاكيد ميكند تا بر معرفت و دانش. معنويت به دورهي بزرگسالي محدود نميشود بلكه از زمان تولد و در درون يك محتواي تربيتي و در ارتباط با تقدس فردي شروع به شكل گيري مي كند.(سلحشوری ،1390،ص45)
2-3-5- انواع معنویت
براي معنويت ميتوان رويكردهايي گوناگون در نظر گرفت. برخي رويكردها معنويت را در برابر ماده و جهان مادي بكار ميبرند كه ميتوان اين رويكرد را رويكرد غير ديني به معنويت ناميد. براي نمونه، تفاوت قايل شدن بين ذهن و ماده كه از فرهنگ يونان و روم ريشه گرفته است، تاثيري معنادار بر رويكردهاي معاصر گذاشته است. افلاطون جهان مادي را به عنوان جهاني كه مدام در حال تغيير و دگرگوني است و جهان معنوي را پايدار فرض كرده است و باور دارد كه براي ايجاد يك زندگي معنوي و پرسشهاي مربوط به غايت زندگي، لازم است كه نيازهاي مادي را انكار و به سمت نيازهاي روحي برويم. اين فرايند دوگانگي انسان گرايي، باعث حمله هاي زيادي عليه ماده گرايي و كاپيتياليسم شده است. .(سلحشوری، 1390)
گاهي اوقات معنويت با يك امر قدسي يا يك چيز ديني ارتباط دارد كه ميتوان اين را رويكرد ديني به معنويت ناميد. براي مثال، دوگانگي بين روح و ماده ناشي از اين باور انسانگراهاست كه باور دارند روح به عنوان بالاترين واقعيت نهايي انسان است. اين رويكرد بر اين باور است كه خدا يا برخي از شكلهاي واقعيت متعالي، مركز چيزهاست. بنابراين، معنويت بايستي با توجه به پرسشهاي امر قدسي شكل گرفته باشد. البته، بايد توجه داشت كه مركز و قلب معنويت تفاوت بين امر قدسي و الحاد است تا اين كه بين معنويت و ماده باشد. در ديدگاه اسلام جهان مادي مخلوق خداوند است. بنابراين، معنويت با جهان مادي در تضاد نيست. بنابراين، ميتوان گفت كه معنويت مفهوم پويا و منحصر به فردي است كه دوگانگي بين ماده و ذهن، تضاد بين امر قدسي و الحاد، معناي غايي هدف و حقيقت تجربهي انساني را در بر ميگيرد. .(سلحشوری، 1390)
روي هم رفته، هنگامي كه ماهيت انسان را بررسي ميكنيم، در مي يابيم كه مهمترين بعد انسان، بعد روحي اوست كه بيشترين قدرت و نفوذ را در اعمال و رفتارش دارد زيرا اين روح خود قدرتش را از خداوند گرفته است. از آنجايي كه ماهيت تمام انسانها مشترك است، پس روح درتمام آنها وجود دارد، اما اين قدرت به صورت بالقوه و نهفته است و از راه آموزش(كنترل محسوسات) ميتوان بخشهايي از اين قدرت را بالفعل كرد. بهترين شكلي كه ميتوان به تمام فعليتهاي قدرتهاي روحي رسيد، دين



قیمت: تومان

دسته بندی : پایان نامه ارشد

پاسخ دهید